|
سلیطه گان شریک جرم با ملا اوباشان
این زن روز آزاد شده آن زمان است که تنها به قاضی می رود و در
نتیجه راضی برمی گردد
این زن روز آن زمان و یا باحتمال قوی "سکینتول الصغرا"ی این
زمان، از یک چنین فاجعه ای، داستان بسیار زشت و زننده ای قلمی می کند که رفتارش
می شود چیزی همردیف با آن زنان و مردان شیون کن حرفه ای اسلامی، بر روی جنازه
های ساختگی پاسداران ناب ملا روح اللهی
بجای بررسی و تحقیق در واقعیت، و گزارش حقیقی یک چنین فاجعه
ای، این زن روز آن زمان دست به تقلب میبرد، و واقعیت را وارونه می نویسد
تو گویی که آهنگ همکاری گروهی بین آدمک های جنایتکار و
خیانتکار تنظیم شده به پیش می رود
بجای درست نویسی، در فضای باز سیاسی، شد سناریو سازی بطور
دلخواه و دروغسازی و دروغبافی
فضای باز سیاسی به یک چنین تیره دلان تهی مغز فرصت داد تا
هذیان نگاری کنند، آتش سوزی کنند، جنازه سازی کنند، آدمکشی کنند، شعار نویسی
کنند، بی شعور نویسی کنند و فرسنگها فاصله بگیرند از راستی و درستی
قرار گرفتن علامت تعجب در برابر تاریخ تا حدودی درست شده
این مرز و بوم چه معنی دارد، و چرا این زن روز آن روز را آزار می دهد
یک جایی می شنوی که ای داد و هوار " موش خورده شناسنامه"
را و نشان و هویتی دیگر در کار نیست، طرف غافل از موش های دوپا که هزارو
چهار سد سال است دارند این شناسنامه را می جوند، می خورند و نشخوار می کنند
اینهم جای دیگر شاکی از اینکه این شناسنامه چرا یک هزارو
یکسد سالی به آن اضافه شده و در اصل یک اقدام بجا و اساسی برای ترمیم همین
شناسنامه، مورد مسخره این زن روز آن روز قرار می گیرد
حقیقت این است که این شناسنامه پیشینیان این کشور است، و
همان آبا و اجدا فرزندان این مرزو بوم
سند سازی و تقلب یک چنین فاجعه ای مجازاتش کمتر از مجازات
دیگر شریکان جنایت از قبیل رضایی ها، تکبعلی زاده ها، رفسنجانی ها، رشیدی
ها، خام ننه ای ها، کیاوش ها و دیگر دست اندر کاران نیست
آن زن روزحتما صغیر شده این روز، "خانم رییس وار" یک کودتای
شوم را با شهامتی تحسین طلب!، پس از طی سالیان ستمخفگی! برملا می کند، که بلی
کودتا بوده است و از نوع شوم آن!. بلی شاهی بود که کودتای شومش را بپا کرد تا
بشود شاه!. آنهم نه شاه! شاه شاهان
کجای این زن روز آن روز آتش گرفت در دوزخ آریامهری،اطلاعی
در دست نیست. براستی که باید زبان دروغگویش می سوخت، مغز دروغسازش می پوسید،
و دست دروغ نویسش می شکست و این دروغگویی، دروغسازی و دروغ نویسی را با این
گستاخی و بی شرمی تحویل مردم نمی داد
رفتار این پست زاده هذیان نویس رفتاری است مشابه با
اوباشی دیگر از اوباشان حزب الله بنام محسن رضایی که گفت و اعتراف کرد –
البته برای او تعریفی بود از شهامت اسلامی اش- آتش زدیم، زنان و مردان
سلیطه استخدام کردیم، شیون کنان حرفه استخدام کردیم، تابوت سازی کردیم،
اسلحه جای جنازه گذاشتیم، خون و جنون بوجود آوردیم، راه بندان کردیم، سینما
آتش زدیم، شبها بلندگو راه انداختیم توی کوچه و پس کوچه ها، از این کارا
زیاد کردیم، از این خبرنگاران دم دستی آوردیم تا این کارهای ما را به بین
الملل نشان بدهند که رژیم دارد آتش می زند و کشتار می کند
این کارها را کردیم تا انقلاب اسلام پیروز شد
این زن روز آن روز جرمی کمتر از آنان که کبریت کشیدند
ندارد، یا آنان که درهای سینما را از بیرون بستند، یا آنان که تلفن را قطع
کردند، یا آنان که ماشین های آتش نشانی را از کار انداختند، یا آنان که
بلافاصله خود را به دیوار سوخته سینما رساندند که بنویسند "کبابی پهلوی"،
یا آنها که فریاد کشیدند که این جنایت هولناک کار ساواک است و یا در راس
همه این نانحیبان روزگار جرمی کمتر از آن ام الفساد فتوا دهنده، ملا روح
الله شرور ندارد
آن تکبعلی زاده که کبریت کشید وپانصد
نفر را سوزاند، دانش و بینشی داشت در حد چهار و پنج ابتدایی، معتاد، قاچاق
فروش، زندان کشیده، مسجد دیده، قرآن خوانده و با روانی
نامتعادل
و چه بود و چه هست دانش و بینش این زن روز آن روز!؟
ز کژی نجوید کسی راستی گر از راستی پرکند استی

|