|
ديروز در راديو آمريکا از دکتر بتول عزيزپور شنيديم که شاه فقيد ايران, در مقابل مساجد و آخوندها کوتاه آمد و روسنفکران چشم بسته به سوی اين در باز رفتند خانم عزيزپور عزيز ، همه ايران در مقابل آخوندها تسليم بود، کمونيستها که مسلمان شدند ، مصدق بود که آيت الله کاشانی را همه کاره کرد در مجلس ، مثل دکتر سنجابی که آويزان ريش و سبيل خمينی شد در پاريس و آخوندها را همه کاره کرد.
البته نمی خواهم بپرسم آيا آقای مصدق که معروف به پدر دموکراسی است در ايران , معنی سکولار را ميدانست يا خير؟
آنزمان که رضا شاه بزرگ ، آخوندها را به سربازی می برد و آنها را کتک ميزد ، شماها گفتيد که رضا شاه قلدر است ، وقتيکه که شاه فقيد به آنها آزادی داد ،امروز چنين قضاوت می کنيد
اگر شاه فقيد ميخواست همانند پدر بزرگوارش آخوند ها را نابود کند ، آنوقت به شاه عزيز ما پسوند يا پيشو ند قلدر را می گذاشتيد
هموطن عزيز بنگر که روشنفکران قرن گذشته , همانند کودکی که ناراحتی روحی دارد چگونه سر خود را به در و ديوار می زنند و از همه چيز و همه کس ايراد می گرفتند
رژيم پادشاهی ايران ، اگر ايرادی هم داشت سزاوار چنين انقلاب ننگينی نبود
تمام اين روشنفکران که در سقوط رژيم پادشاهی ايران مقصر بودند ،امروز در غربت می گويند که ،مردم ايران بايد خودشان به فکر راه علاج و درمان خويش باشند و بايد در ايران يک رفراندوم بين المللی باشد
يعنی اينکه ما روشنفکران کاری نميتوانيم بکنيم، ولی همچنان مدعی هستيم که نظام گذشته فضا ی بسيار بسته ای داشت و از اينرو انقلاب ننگين را با افکار خويش پديد آورديم
من قضاوت را بر عهده ايرانيان ميگذارم که آيا آن رژيم فضای بسته ای داشت يا اين رژيم ؟ و اگر حرف روشنفکران صحيح است پس چرا اينبار نميتوانند رژيم اسلامی را سرنگون کنند؟ حال که ديگر نه "" سانسوری است نه زندان و نه ساواک"" در خارج از کشور
اينک سخنی را من به شما می گويم ، و آن اينکه ايران فردا، ايرانی آزاد خواهد بود و هيچ احتياجی نيست که جامعه بين اللملی ناظر رفراندوم ايران باشد، در ايران فردا, با شما روشنفکران مصاحبه تلويزيونی خواهد شد و من به شما قول ميدم که مقابل شما يک شهروند عادی ايرانی قرار خواهد گرفت و با استدلال, اعقايد شما را رد خواهد کرد، پس به دامان جامعه جهانی نرويد
اپوزيسيون های خارج از کشور هم که از ٢ سال گذشته در پی آن هستند با هم به تفاهم برسند, ايکاش ٢٦ سال پيش به چنين نتيجه ای می رسيدند، ولی مردم ايران نبايد منتظر آن باشند تا اپوزيتسيون ها دشمنيها را کنار گذارند, زيرا اين امری است غير ممکن ، اپوزيتسيون يعنی دشمنی ، اپوزيتسيون يعنی نابود کردن حزب مقابل
|