زن ایرانی
زن ایرانی ای پاک و
اهورائی
توای زیباترین معنای
آزادی
الا جان ودل ایران
وایرانی
بگو با تو چه ها کردند؟
چرا با تو چنین کردند؟
چرا ای دخت ایرانی
ترا در دشت خاموشی رها
کردند
به قربانگاه جهلستان هر
دوران
ترا قربانی جهل و جنون
کردند
به زور یاوه گوئی های
بی معنا
سرت را در حجاب تازیان
کردند
ترا در زیر تیغ و خنجر
اسلام
کنیز و برده وخانه نشین
کردند
ترا خار و حقیر و بی
نوا کردند
بگو ای زن بگو با تو چه
ها کردند؟
بگو آخر چرا با تو چنین
کردند؟
تو ای بانوی ایرانی زن
شرقی
تو ای افتاده در چاه
مسلمانی
تو ای دربند آئین
خرافاتی
تو ای مادر تو ای خواهر
تو ای خاتون ایرانی
بگو با تو چه ها کردند
به خشم مرد بی وجدان
رخت را پر زخون کردند
بگو با من بگو ازشام بی
پایان
بگو از سنگسار پیکر بی
جان
فروش تن فروش روح بی
سامان
برای نان گذشتن ازسر و
از جان
زتاریکی سرد گوشه زندان
بگو از سوزش شلاق
نامردان
بگو از زخم تیغ مردم
نادان
بگو بانو بگو از راه بی
پایان
بگو از اشک خونین ودل
پاره
بگو از غم
بگو از درد
بگو با تو چه ها کردند
چه ها با جان تو کردند
چرا با تو چنین کردند؟
بابک اسحاقی