بزن پاسدار!

آهای منم حزب اله پاسدار روح اله
از قماش الوات چوبداری رسوا
چوب ملا تا هستم چرخد آزاد در دستم
هستم آزاد بکوبم چوبی برسری وبینم خونی
بریزم خون وبرم ازآن لذت بگیرم بهرآن همی اجرت
لذتی ازاین بهتر کی شود مهیاتر
آمدم دنیا بهرخون ریختن کشتن مردم لذتی بردن
ندارد برایم فرقی بکشم زنی یا مردی
نشناسم کس جز ملا که بود او مرا مولا
او کند حکم و اینجانب حکم اسلام کنم اجرا
**********************************************
بزن ای پاسدار حرامی نهراسم ز چوبت
نگریزم ز چماقت تا ابد ننگ دنباله نامت
نبود در مرامت خبر از شرم وخجالت
برسان این پیام ازمن به مامت که بزادی پسری بی شرافت
تف برآن روی پلیدت سیرت زشت و خبیثت
بزن ای حزب اله حرامی پاسدار روح اله جانی
مردک بی سرو بی پا حاصلی منحوس و رسوا
چه ساده چوب کشیدن چه راحت خون ریختن
بنام اللاه و ملای ننگین چه آسان جان گرفتن
لعن ودشنام بآن اربابت ننگ ونفرین برآن اللاهت