|
بوسه بر آن رسن!
هفتخوان پتیارگان را پشت سر گذاردم ای رسن دریاب مرا نوبت توست جدا کنی جان من ز تن می بوسمت بمانی پرتوان در این آخرین هنگام تویی همسفرم باش یار پایدار در مراسم اعدام نگهدار پیکر بی جانم تا بآخر کار با تاب وتوان نباشد سستی در تو مبادت هرگز ازضعف نشان بمان پر تاب و توان نگهدار پیکرم در نوسان مباداشوی گسسته زهم زمینم زنی پیش دشمنان هفت خوان سلیطگان را یک به یک کردم پاس گذشتم سرفراز بدون واهمه بی ترس و هراس ندادم به هیچیکشان باج که شوند دلشاد وخرسند نکردم اعتنا به هیچکدامشان درین بند یا آن بند باش پیکر بی جانم را نگهدار تا بآخر کاربرسر دار آخرین همرهم بمان وفادار تا نشوم رها در نیمۀ کار مبادا که بشکنی زیر بار و بگسلی ز هم درین گذار تویی آخرین دیدۀ مردم و پیکرمن مرا محکم نگهدار گذر کردم ز هر بند وخوان با همت و رای استوار ماندم پا برجا و نشکستم پیش دشمن سفلۀ غدار
آتش گرفتم ایستاده درجا!
آتش نشانی آتش نشانی هستم قاضی عدل اسلامی درباب ولایت بهرامامت شدم مشغول تاگیرم جانی دستور مصدور کنم تماشا گیرم جانی بسمه تعالی دهم به الله هم آیت الله هم حجت الله هدیه ای والا آتش نشانی بشتاب تو آنی آتش گرفتم همه نهانی آتش گرفته همه وجودم جان الله کن مدد رسانی بجان الله در کعبه سوگند زمینۀ ترس کردم مهیا خون وجنون را کردم رعایت بسمه تعالی برای الله شرر بجانم سوخت همه نهانم قسم به الله بجان الله برس به دادم باین نشانی آتش گرفتم ایستاده درجا آتش گرفتم من ناگهانی حزب الله هستم باید بدانی کردم قضاوت در امر مولا بگیرم جانی برای الله در لحظۀ مرگ با گاهشمارم باید بدانم زمان اجرا بنام اسلام باسم ملا بجان الله برای الله بجان الله آتش گرفتم آتش نشانی آنگه که دیدم درین نشانی بوسه بر طناب داری نیست کارمن ببینم قهرمانی آتش نشانی آتش نشانی آتش گرفتم باعدل اسلامی برس بدادم فوری وآنی حزب الله هستم باید بدانی
بزن دار و بزن دارو بزن دار!
بزن دارزن بزن دار و بزن دارو بزن دار همی دانم که هستی سخت مشغول وگرفتار همی دانم به هرآنی ستانی جان بزن دار چومن ایستاده درنوبت بسی بسیار و بسیار طناب دار بر گردن نیست جایی بهر گفتار نشانم بود دست در زنجیر جانان خدا نگهدار گفتم بجایش با اشاره شاد بمان هنگام دیدار مبادا گردند جانانم برای من عزادار و عزادار گفتم بجایش شاد مادر بمان پایدار و پایدار مده هرگز گزک به دست دشمن نابکار و نابکار باش خواهرشاد دشمن شاد مدار و شاد مدار جامۀ سیاه هرگزفکرش راهم مکن برتن مدار گفتم هان برادرهنگام رفتنست دل قوی دار کوربادا چشم دشمن باش شادان و برقرار
پدر جانم فدایت بمان پا برجا استوار و استوار کردم اینچنین مضحکه دشمن ودار دشمن ودار یاران بمواقت شوید به انجمن دربازدید ودیدار شادان کنید باهم یاد دوست بسیار و بسیار قدح بردست باده ناب خوشگوار و خوشگوار نابود دشمن باد بیدق دون نگونسار و نگونسار کنید از دوست اینچنین یاد بسیار یاد بسیار نمایید ساز را کوک ساز زن را هم خبردار کنید آهنگ را ساز با تارزن وکمانچه وتار گفتم چنین بجانانم خدانگهدار و خدانگهدار سراپا ایستاده ام دارزن بزن دار و بزن دار همه تن آماده ام دارزن بزن دارو بزن دار درود را گفته ام دارزن بجانان بزن داروبزن دار بدرود را هم گفته ام دارزن بزن دار و بزن دار همی دانم به هرآنی ستانی جان بزن داروبزن دار چومن ایستاده درنوبت بسی داری بزن داروبزن دار
حزب فقط حزب الله عرعروعو!
حزب فقط حزب الله عروعروعر عرعروعر عربده کش حافظ الله عروعروعر عرعروعر نوچۀ ملا فاسد و رسواعروعروعر عرعروعر چوبکش وبپای الله عروعروعر عرعروعر آدمکشی بی سروپا عروعروعر عرعروعر خون وجنون واسۀ الله عروعروعر عرعروعر ازدستۀ حرامی ها عروعروعر عرعروعر قاتل وپست بی حیا عروعروعر عرعروعر پاسداران دین الله عروعروعر عرعروعر جان بکفی جهت الله عروعروعر عرعروعر حکومتی برای الله عروعروعر عرعروعر آدمهای ابا هندالله عروعروعر عرعروعر نوکران ابی عبدالله عروعروعر عرعروعر سینه زنان کربلا عروعروعر عرعروعر کلبان هار نینوا عو وعو وعو عوعو و عو مجانین و روانی ها عووعووعو عوعووعو حزب فقط حزب الله عووعووعو عوعووعو فاسد همه بسیجی ها عووعووعو عوعووعو رهبر فقط خمهند الله عووعووعو عوعووعو عربده کشی واسۀ الله عووعووعو عوعووعو
|