|
فرخزاد آریامنش سیرجانی!
بیان کوتاه و نا گویا بهنگام سخن گفتن نیست خامه را یارا از بزرگی گفتن وگفتن زبان بیتاب از فر فروزان اختران گفتن نگاشته بس نارسا ازسالاران سخن گفتن سه سالار سه دلیرسه بزرگمرد ایرانی سه فرزانه سه جانباخته مایۀ فخرانسانی بزرگمرد دلاور سالارسعیدی سیرجانی داده بود حکم مرگ خود در هنگام جوانی خدا نشناس او خطاب بملای الله فروش قوم پلید بودآنهنگام ساکت ولال و خموش همو سرود کین الله للرحیم للاعرابیان می دهد به بنده اش باج سبیل باین نشان که آورد بدست دل یک همچون بندگان درجننتش با شهدوشاهد و حوری وغلمان نمود مردود الله وللمذهب للعرب لسانی همسکۀ پشیزللقران بن عثمان ابن عفانی باردیگر دادحکم مرگ خودبرین منوال دارد شناسنامه بیش از دوهزاروپانسدسال بار سوم هم نوشت سرگشاده نامه ای به ولی ان جزای المفسدین ملا خام ننه ای نامه در اول نسک درضحاک ماردوش ملاعلی گدا ولی شد حیران ودر کله جوش نامۀ استاد سخن به ملای الحیضیه ای کرد بپا محشر یازهراوعاشوراو تعزیه ای وای توهین شدبه مستضعف کل جهان استاد دستگیرو دربندوغل وزنجیرو زندان آنجا دگرزیر شکنجۀ مفسدین مسلمان شد روان پاکش زکالبدش جداسوی جاودان بزرگ نامداری دیگر کورش آریامنش کردمذهب دونان رسوا نبض ملا در جهش شد درمبارزه با دشمن همره همرزمان با شرف دکتران و مهندسان و دانشگاهیان شدفراری دکترسالارازکاشانه پس ازآن نسک ها کرد فراهم از نام و نشان ایرانیان نگاشت سالارنسک کنند زنان سنگسار باملا فهیم کرمانی مفسدفی ارض جنایتکار رادمرد فرزانه دلاور از بزرگ زادگان بچاپ رساند نشریۀ روشنگرپیام ما آزادگان سالار میهن پرست خود یک هدف سیار درکمین دشمن خانه زاد جانی ومکاروغدار خونین پیکرسالارخفته درخون خویش روان پاک پیوست بجانباخته همرزم وکیش آن دگردلیرازتبار رستم فریدون فرخزاد سرپا و سر سبز و خرم همچون سرو آزاد پایداردرمبارزه ایستاد دکتر پاپس ننهاد شیخ واوباش را کشاند بآه و فغان وفریاد رفت زمان جنگ بدیدار نوجوانان اسیر نشست با آنان بگفتگو آن میهندوست دلیر زد چند ورقی از حل للمسائل وللاسرار مفتضح مفتی و اوباش ز سوی آن سالار کرد حاج اسلام و شیخ واوباش لجنمال گفت زمیهن سخن وکشت ورا ملای دججال شد کشته بدست اعرابیان رستم فرخزاد رونوشت برابرسند شد با فریدون فرخزاد سه سالار سه بزرگوار سه ناسیونالیسم درجنگ باجهل ودشمن وملا وشارلاتانیزم نبودم درآن مکان بنویسم ز این بزرگان گذاردم یکچندی برفرق سرم نام نامی آنان تا با جراتی و رخصتی کنم چند شمارش زکردار و پندار و گفتارشان درین نگارش دلاوران دورانند دوستدارشانم باستایش سزاوارنام ویادشان همیشه با ادای کرنش برافراشته پرچم آن سالاران وفرزانگان پیروزایرانیان درجنگ بادیوان وعفریتگان
|