|
سالار جانباخته منوچهری قشقائی!
گردی از گردان یلان منوچهری قشقائی کشته شد همان اوائل بدست ملای هرجائی از تبار آشتی نا پذیران با ملای اجنبی تن به کشتن داد در پنجاه و هفت اهریمنی فی المحرم الحرام باذن الملاآلله الحرام حرب الحرام بیت الحرام الامام الحرام التمام با قید دوفوریتی دراسلام فقط حزب الله بقییت الله رقییت الله حیضیت الله و آیت الله روانه بسوی دیوار الله می باشد اصغر هم صغیر وولی دار ولسان نفهم و هم احقر شد بسته به رگبار مسلسل اراذل اسلام دردیوار الله اکره و خون و جنون والسلام سینۀ سالار شکافت بسم الله بللاالحجر اسمی تاحالاهمه فسادن فسادا در یک فجر بسم محارب با ملای مفسد فی الارض یعنی جنگ باحجرالله بیت الحرام زادۀ هرز بسم الله العرب البیت الحرام مکه مکان بسمل قاسمل جاسمل یاسرل جابرل للممدان پاره پاره قلب آن باوجودسالارسرفراز با گلوله های خصم بد دین وآیین حیله ساز ریختندخونش چنین بسم ملا و مفسدین بسم الجندی والجنده ها و مشرکین ره دین ریختند خون آن سالار فرزند ایرانزمین تسلیم پیکر خونین جان بسوی جان آفرین سرهنگی از تیپ نیروهای ویژۀ هوابرد فرماندۀ تیم آس گروه سه آن جانباختۀ گرد افسری تیزوتند وجسورچابک و چالاک همیشه آماده بکار پرکاری دلاور و بی باک نامش بابهترین های تیپ نوهد همطراز دوره دیده ورزیده سپاهی سالاری سرفراز استادی ازاساتید تیپ زآموزش دهندگان آموزگاری نیک در تدریس و نیکو در بیان مهربان خونگرم هم بادیسیپلین بامتانت خوش گفتارهم خوب کرداربا ادب با نزاکت بود همواره در بهترین ها نام آن دلیر گه دراطلاعات و گاه درعملیات میشد دبیر تیم تجسس ونجات راسالاروسرپرست بودحاضر با تیم خودهرجا لازم می شدست استاد کلاسهای تخریب و مواد منفجره کاردان مین وبمب ونارنجک وهرگونه تله مامور درسرگردی به ادارۀ دوم ارتش بود رییس تیم ضد خرابکاری که کشتندش خرابکاران آنروزها فلسطینان راالاخا دیده بودند در تخریب و بمب آنجا دوره ها داشتند اسمی چونین المزاحمین خلق القائده من القائده ها کتیبه بودشان در بیدق میشدنددرمردم رهاعرب دوره دیده ها می نمودند با انفجار اینجا و آنجا سر صدا کشتند در سلطنت آباد دختر و مادری بادینامیت شدآدمکشی وسرقت وبانک زنی بودسالاردنبالشان تاکارشان رسوا کند بمب وباروت ها جمع کشتارمردم خنثی کند سالار سرفراز اینچنین در خدمت خلق بود در جدال با عبا وعمامه وسجاده و دلق نوکران نعلین وعباوابنعبدلله باته ریش کنیزکان هم لچکی برسرچسبانده با سریش همان جنازه و خون وجنون بازیگران گم کرده ابا بجستجویش همواره دل ناگران همان دارندگان پدری نوبتی ازکبیرآن صدامالحسین خمهنده اباطالقانی و بازرگان دست بسته چشم بسته پابسته ناکسین بردند ورا به دیوار الله هست نکبت به یقین بسته شد برگبارمسلسل حزبالمفسدین کشته شد سالار سرفراز سپاهی ایرانزمین
|