با زبان مبارکه:  ..

 

ال کعبه ال مکان ال حضرت تعالی ال لاه ((ع)) وتبارک ال لاه ال احسن ال خالقین ال لاه  با زبان مبارکه به ملائکه میکائیل ال لاه ((ع))، ملائکه میکائیل ال لاه  با زبان مبارکه به ملائکه جبرئیل ال لاه ((ع)) ، ملائکه جبرئیل ال لاه  با زبان مبارکه به ملائکه طبابیل ال لاه ((ع))  ، ملائکه طبابیل ال لاه  با زبان مبارکه به ملائکه

 اسرافیل ال لاه ((ع)) ، ملائکه اسرافیل ال لاه  با زبان مبارکه به ملائکه عزرائیل ال لاه ((ع))، ملائکه عزرائیل ال لاه  با زبان مبارکه به ملائکه معراجیل ال لاه ((ع)) ، ملائکه معراجیل ال لاه  با زبان مبارکه به محمد ال رسول ال لاه ((ع))، محمد ال رسول ال لاه  با زبان مبارکه به خلیفه علی خلیف ال لاه((ع)) ، خلیفه علی خلیف ال لاه  با زبان مبارکه به نه خلیفه نه امام ال حسن بن علی خلیف ال لاه ((ع))، نه خلیفه نه امام ال حسن بن علی خلیف ال لاه   با زبان مبارکه به نه خلیفه نه امام ال حسین بن علی خلیف ال

 لاه((ع)) ، نه امام نه خلیفه ال معصوم وال مظلوم آل عبا ال حسین بن عبد ال لاه  با زبان مبارکه به ال سجاد ال لاه ال بیمار الامام ال یکم ((ع)) ، ال سجادال بیمارال لاه  با زبان مبارکه به ال با قر ال تقییه ال لاه ((ع))،ال با قر ال تقییه ال لاه  با زبان مبارکه به ال صادق الحدیثه ال لاه ((ع))، ال صادق الحدیثه ال لاه ((ع)) ال مخزن ال کون ال امکنه ال لاه ((ع))، ال حضرت ال جنته ال لاه ((ع))،  فی ال خط ال معصومته ال لاه ((ع))، ال نقل ال منقل ال لاه ((ع)) ، حی ال حاضرال لاه ((ع))اشهد ال لاه ((ع))، فی الامدادالغیب ال لاه((ع)) الامام الویل ال لاه

 ((ع)) فی ال امر ال مسلم ال لاه ((ع)) طب ال مؤمن ال لاه ((ع)) ال مکتوب فی ال لسان ال اعراب ال لاه ((ع)) فی ال امر ال دین ال اعرابی ال لاه ((ع)) فی ال مجلس ال باقر ال مجلسی ال لاه ((ع)) ال ناقل ال آثار ال افیون ال لاه ((ع)) ال کاتب ال بحر ال طویلته ال لاه ((ع)) ال رابط ال ماهی ال لاه ((ع)) مع ال اربع خلیف ال لاه ((ع)) ال ثلاث ال امیر ال مؤمن ال لاه ((ع)) علی بوطالب ال لاه ((ع)) ال صرصره ال لاه ال قرقره ال لاه ((ع)) مع ال تکلم ال انس ال لاه و ال جن ال لاه ((ع)) مع ال زعفر ال لاه ((ع)) حتی ال حاضر ال لاه ال وقت ال خروج ال لاه ((ع))  ند با زبان مبارکه :

تعلیم والتعللم فی الامرالقوه الباهیه من الاماماتیه !

 

الانتشارات ال سلسلیه الصلات المسلمیه عندالزوم المستقیمه النشر المعصومیه من الآثار المرسومیه فی البحرالمعلومیه والامر الحجریه من المکتب اللجنیه فی الطریق الصلواتیه الواقف الاعمال الشیطانیه من الالوان الکتب الننگیه المرکزیۀ الاسلامیۀ الاعرابیۀ الامامیۀ الاتصالیۀ والانفصالیۀ الازدواجیۀ الطلاقیۀ الّطب المؤمنیۀ والائمیۀ المریضیۀ الدعائیۀ اللازمیه السرکتابیۀ المغز السفلیسیۀ الروانیۀ الجنائیۀ الکاملیۀ المجنونیۀ المنفوریۀ الشیطانیه الرجیمیه الآداب الزنا ال شوئیه فی ال قوۀ الباهیه ال رهنمودیۀ المعصومیۀ العشریۀ ال اربعیۀ المتخصص الاعمال الشهوانیه والواقف الافکار الپلیدیۀ الحیوانیۀ السبعیۀ الاحتمالیۀ المتعیۀ الزوجته الموقتیۀ من الجماعیه العشرۀ الدقیقیه الی الساعتیۀ اللیلیۀ النهاریۀ السفارش المؤکدیۀ الامامیۀ الطلبیۀ الحیضیۀ البیبیۀ القمیۀ القمبلیۀ التخمۀ الزواریۀ الصادقیۀ الباطلیۀ الحرامیۀ فی الاطلاعات التخصص الطبیبیه ال بقیت ال لاهیه الحتمیۀ الدکتور ال چرندیه عند ال طامات ال بافیه مع ال مزخرفاتیه فی ال امر ال  لا شعوریه لا  المنطقیه التمامیه التقتقیه الصغاریه الحقاریه الجاهلیه الآیتیه الحزب ال لاهیه المشرک والکافریه الملای خائنیه السارق الحتمییه المارک الاجنبیه فی الباب الجنائیه الشاهد الجهانیه المسکوتیه الی النهائیه..

 

در باب پیامبر فرموده ها علیه السلامتی!

 

 

بدرستی که زن هست یکی ازلذت وسائل

چیست دیگرلذت وسائل میماند اندرمسائل

ازفراورده مکرها درحول وهوش اخلاقی

فرموده آمده است چنین زکعبه پیغمبر((ع)) ال لاهی

که زن وسیله ایست ازجمع وسائل خوشی

وسیله را ضایع مکن پیش میار نا خوشی

پس از این فرمودۀ عالم وحی ونهی پیغمبری((ع))

اوستاست چون شبانی میکند گله اش رهبری

نباید خواند این مکرهای اخلاقی را سرسری

نان تافتون بخور گر نبودی احیانا نان بربری

براستی کین شبان بود چوپان تاچهلسالگی

گرفت خدیجۀ چهلساله را دربیست وپنجسالگی

لذت ها برده از زنان نهساله درهمخوابگی

وسائل لذت تجربه شدازچهل تاشصت سالگی

ال لاهش((ع))  پا انداز او در امر وسائل خوشی

آیه ها ارسال داشت بهرنبی((ع))  پیش نایدش ناخوشی

حضرت ال لاه ((ع)) شبانش او چوپان خدیجه

رهنمود نمود چوپانش بشود ال لاه((ع))  را خلیفه

باعلم چوپانی معللم درعلم لذت با وسائل خوشی

پس نباید ضایع شود وسائل خوشی با ناخوشی

فراگیرفرموده های حضرت((ع)) پیغمبراکملی

وسیله خوشی ضایع مکن عشرت را کن همدمی

دوربمان ازشک وتردید ومباش هیچگاه دم دمی

ببر لذت از وسیلۀ خوشی تا می توانی هردمی

آی پاسبان آی پاسبان!

 

آی پاسبان آی پاسبان کجائی تو برس به دادمان

دستگیر کن این جاهلان دیوانگان سلیطگان

دربند کن عفریتگان دریوزگان فاسدان وناکسان

تفکیک کن قاتلان متجاوزان هرزگان دریدگان

تسریع کن تفسیرکن تعریف وتشریح کن برایشان

چه هست ذاتشان وجودشان" دی ان ا" یا نهادشان

چیست رازشان اسرارشان افکارشان نمادشان

روشن کن وضع و حالشان تعیین کن تکلیفشان

چه ثبت شده چه حک وکنده شده دربند قنداقشان

چگونه است با شیطان رجیم وصلت وپیوندشان

دیوانه اند ناآدمان ازمغز سالم نیست آنانرا نشان

یابالفطره زاده شدند درزمرۀ آدمکشان متجاوزان

بگیرشان ببندشان ببر بسوی دکتر یا دادگاهشان

دکترشان لازم شدن بستری کن در تیمارستانشان

قاضی شان واجب ولازم شدن ببربه محکمه شان

روشن نما تعیین نما تفکیک نما اعمال ورفتارشان

یا هستند از جملۀ ناقص العقلیان وال مهجوریان

یا قاتل زاده شدند پست فطرتان، جنایت کارشان

جماعت جانی ومتجاوز و جماع وباهیه کاران

مفسدین ومسلمین متقلبین ومریض وشهوترانان

دریده و دریوزه و دیو ودد ودون ودغلکاران

نیست جایزو روا امر جماع با زیر نهسالان

آی پاسبان آی پاسبان برس به حال وروزمان

خلاص کن روحمان جانمان از دست جانیان

مشغول الذممه اش حضرت خلیفه!

 

هرکس که بخواهد ببرد لذت بیشترهنگام جماع

برگزیند زنی قد کوتاه و چهار شانه وگندم نما

علی سومین امیرال عربان البته چهارمین خلیفه

دربازار مکارۀ اخلاق از او چنین رسیده

یا براستی زین مؤمن مکر ازاخلاق شده پدیده

یا که بایشان الطفات شده بجایش نموده اند کتیبه

پس از احد وخیبرودیگرغزوات آیاتی خطیره

در امر جماع ز حضرتش چنین شده فریضه

گرخواهی که بری لذت بیشتر وبیشتر زضعیفه

سواکن چهارشانه وکوته قد وگندمگون چهره

نخورده است البته ایشان سوگند به ال لاه کعبه

 سیدی است و قولش نباشد جای خلافکاری ودببه

سواکن امتحان کن چنانچه لذت نبردی یکدفعه

قولی است حتمی وبجا مهرش برعهدۀ بنده

تخصص در گونه گون زنان قال وقول العظیمه

کرده حضرتش خود را اینچنین مشغول الذممه

گفت زیدی شد سوا مختصات مشخصات تفسره

اما لذت بیشتر وبیشتر بود درمقالی دیگریکسره

هر کس یک کس است و از خود دارد ذائقه

کردست مدیون خویش را خالی بسته درخاتمه

آگه بوده اند آیا ضعیفه گانش چون زهرا فاطمه

از قال ومقال وخانم نوازی علی ابن ال ابی طالبه

یا فرقی نداشته بهر حضرتش بداند یا نداند فاطمه

گویا نه ازبنت نبی ودیگرضعیفه گانش داشته واهمه

 

فرموده های  امام علی خلیفه هنگام امرجماع

از نگاهیدن به اندرون عضو زن پرهیز نما

گر ننمائی پرهیز در امر عضو اندرون نگاه

لکن باعث می شوی زاید زنت ولدی نا بینا

صواب طاعت ببر زطب الخلیف ال امام نما

زین اسرار مگوهای طب الامام الطاعت نما

شاید باعث شوی یک چیزی ببینی درامرنگاه

آنوقت است که گوش نکنی می کنی خود شربپا

علم ها چکیده ورسیده ازعلوم ال حیضییه ها

لکن کرده اند حیضییه ای یک کاری پرگناه

خصال صدوق کوگوید ازنگاه به... پرهیزنما

نقل است قول است یا فرمودست درامرجماع

بی حساب بی کتاب یک کاره با امر دلبخواه

کرده است در عصمت شماری فاحش اشتباه

می کنند معصومه سازی این نوع فاحشه ها

نه حسابی نه کتابی نیست درست رابطه ها

در"معصومگان درشمار"آمدی قیل وقال ها

باحساب وباکتاب ذکر شد رابطه با شماره ها

بیش زیکسدوبیست ویک معصومه درلیست ها

راسترودرسترازچهارده ساخته معصومه ها

چونکه علم ال خلیفگان در امرالاموروکارها

صدورصدرمصدرکجدین خصال صدوق نما

نیست درانبان وصندوقشان صدق وشرم وحیا

همزنی لجن صندوق لکن نیست اساس کارما

لجن و لجن نویسی زآن نوحه خوان سلیطه ها

پیشکش سفله ملایان وبیخ ریششان این گفته ها

همچنان  به فرموده های با قر می رسد!

 

طب العلم الائمه ای کرده درامورعلم العرب معرکه ای

نوبت به ال با قر التقییه ای فی العلم القوه ال باهیه ای

پس ازختم الپیغمبران رسول العربیان ختم الاعرابه ای

 پس ازاو ال امیرالعربیان شوی فاطمۀ معصومه ای

معصومی ازمعصومه ها اوستای غزوات وحربیه ای

عالم العلم شهوات وباهیات ودیگرعیشهای عجوبه ای

اینچنین فرموده البا قر المزورال رقییه ای تقییه ای

فرمود جدم پیغمبررسول((ع)) به زنان صیغه ای

گر همسرتان خواست کند نزدیکی و همخوابه ای

نکشید نمازتان را الکی عرضی وطولی والطویله ای

رسول الخدا ای وسائل خوشی ضعیفه ای

مکنید لکن خود را کش داردرامر درازنمازکشکشه ای

مکنید در امر امورهمسرانتان کارهای فشفشه ای

نماز را کوتاه کنید کش ندهید آیه های کلیشه ای

گویا رسول پیغمبر((ع)) با زنانش نداشت جرقه ای

زینرو ال لاه((ع)) بفرستد برایش جزوه ای

از دید دانستن مردود است هر امروفرموده ای

جفت های ناجور در سن وسال کار بیهوده ای

نهساله زن با شوی پیر شصت وچند ساله ای

اختلاف فاحش این سن وسال کاریست فاحشه ای

گر شود نماز دراز در امر امور دین اندیشه ای

می کشاند این سن وسال زوجگی را به هرزه ای

زین سبب رسول پیغمبر((ع)) دارد ال لاهه ای

تا کند پا اندازی برایش با آیه ای و سوره ای

 

حضرت  نوبت است با ال صادق حدیثه کار!

 

 

بعد از غائلۀ حسین وشمروکربلا ملایان بد کردار

نمودند شکم خود سیر از دکان دونبش نان وآبدار

یافتند کسی را گویا زاده از زنی بنام السجاد بیمار

پس از زینالعابدین بیمار اولین امام در صدق گفتار

 ابنش با قرتقلب کار پس از اوصادق حدیثه کار

کرده اند این دو امام به مهملات خدمات بسیار

نقل وقول وقیل وقال این دو امام دووسه درعمل

که جدشان همچین وچنان کرده در حرب جمل

فرصتی داشته اند این ابن وابا تا خلق کنند مکتبی

سربسر دوروئی وتقیه با درخواست نان تصدقی

این ابن وآن ابا در امردین بسیارکارها کرده اند

حجرۀ حرف و حدیث را در مکاتب کتبی کرده اند

با این گفت وآن گفت دروغ را راست کرده اند

دروغ را با راستی ساخته خلق را حیران کرده اند

اینچنین زیرکانه تدریس وطلب لقمۀ نان کرده اند

ازمسؤلیت با نقل و قیل وقال شانه خالی کرده اند

یکی ازنقل ابا یکی ازنقل ابن هردوازنقل نبی

چاچول بازی های بسیار در نوع گفتن کرده اند

"کوته کردن نماز" آمدست در امام معصوم با قر

را اینچنین با صادق "لعنت فرشتگان" کرده اند

این تنها بود یک مطلبی در کنارهم با قرصادق

شارلاتانیزم عبادی سیاسی را یکجا رو کرده اند

 حدیث  با ال صادق حدیثه کار !

 

گرخواهی که شود ملائکه حاضر به ظاهر

گفته ایست منقلی فرموده ای از ابن ال با قر

هیچ راهی نیست که ملائکه شود یهو راضی

مگر اینکه با حرص و ولع و ملاعبه بازی

باهمسرخود نماید چنان بازی وخوش طبعی

درین وقت است که ملائکه کنند خوشرقصی

چونکه ملاعبه با حرص و ولع هنگامه بازی

می کنند ملائکه درین زمان حضور سازی

چونکه خواهی کنی ملائکه را حضورنوازی

لازمست باهمسران خود کنی خوش طبعی بازی

اینجاست که ملائکه می کنند ظاهرسازی

آنوقت تووهمسران توبا ملائکه همه نوازی

نیست لکن این کارها در امر دسیسه بازی

یا طوطئه و کلاشی و شیادی و حقه بازی

صادق حدیثه باز دور از حدیث اجنه بازی

می بخشد ملائکه به حساب مهمان نوازی

الابا ال با قر بن سجاد دودوزه و تقییه کار

الابن ال صادق ال تصدیق حدیثه کاروبار

صادق عنوانی است از خلیفه ای به او رسیده

بودش عادت بگوید بدیگران توئی آینده خلیفه

دست برقضا شد آن شخص رهزن والخلیفه

زینرو ابن البا قرشد قرائت ال جعفرالصدیقه

ملاعبه با حرص و ولع در امر فروع گافی

ملائکه را حاضر کند با این حاشیه بافی

در ادامه  با ال صادق حدیثه کار !

 

درمغربی راشد رفت بالای منبری نقل ها پیچیده درقول ها مثالی واجبش آمد در گفتار گویا همین شد باعث که آن مثال را کند گویا با برخوردی که حضرت ایشان داشته بوده اند همانا نه زمانی چندان دور با حضرت اوشان!

تا حضرت ایشان برملا کند گفتگوی با حضرت اوشان را با کمک یک صلوات و سینه صاف واجب آمدن و احتیاج بر یک راحت باش صلواتی بعدا یک کوتاه سکوتی داد ادامه حضرت ایشان که بود وقت وبخت وتخت ورخت همه از او برآورد صدا را با موج بالا و بی پروا از پشت میکرفن نجس کفار به گفتار بسان داد و فریاد که آری روزی ز جائی گذرم بود که شدم روبرو با حضرت اوشان سرپا فارغ زهرکار و بار جدا از های وهوی دنیا سوا از بگیرو ببندها فارغ از داد و هوارها و سروصداها بی خیال از این و آنها......

حضرت ایشان موعظه کنان کرد آن برخورد را بیان نماند چیزی نهان باشد رک و عیان در تعقیب حضرت ایشان حضار محترمان همه با هم لکن با هیجان می خواهند بدانند که هان چه بودست گفتار حضرت ایشان با حضرت اوشان نیست اینجا جائی برای دامن کشان نیست لکن جایشان درین نشان....

الغرض حضرت ایشان می پرسد از حضرت اوشان گر که دارند نام ونشان پدر ومادر در کار حضرت اوشان فامیل و خانه اشان هست درجواب پاسخ  حضرت اوشان به حضرت ایشان نه ندارم نه نام دارم نه نشان نه فامیل و نه این و آن نیست لازمم آنانرا بدان نه ندارم این وآن نه نخواهم حالا این و آن!!

حضرت ایشان می پرسد ازحضرت اوشان گر نیست ترا از کسی نشان یا  نیستی فامیل یا همسایه با این و آن پس چه هستی وچه داری در این زمان؟؟؟

حضرت اوشان دم وبازدم را آسوده کشان می گوید آرام به حضرت ایشان داشتم فت و فراوان شد تخلیه نماند دیگر چیزی زآن نشان به این نشان!!!

 

جابجا ال لاه در ترجمه جابجا درجا خدا!

 

 

گرکه می ترسی بخوابی با همبسترانت صیغه و ضعیفه گانت نشمه و معشوقه گانت یا همسرانت فرموده چنین آمده است از صادق جعفر هم  بخش زعفر که هردو به چهار حرفند و دو بخش که حرف سه وچهار هردو به مانند که آن صادق جعفر البته نه زعفر که رئیس است اجنه گان را مکن این کار را آن کار را هر کاررا قاطی با نان وقاتق یا کار دیگر گر بگوئی جابجا یا الکعنبدو یک کمی یواش بدو یا بدانی جابجا کعنستعین پیدا کنی شرع دین مبین با صرات ال مستقیم ترس را بگذار کنارهنگام همخوابگی با ضعیفه گانت ال لاه ((ع))  را بیاد بیار یه دو رکعت نماز نزدیکی با این یا آن صیغه ات در نزد ال لاه ((ع))  الرحیم بجا بیار تا که باشد ترا یاور و مدد رسان تا باشد حاضر حتی گر نشود به عین ظاهر درآن بحبوحه زمان وقت نزدیکی با همسرت شیاطین یا دیگرغاصبین کنند ترا وهمبسترت رها چونکه آن باهیه کاران درآن حال که ال لاه ((ع)) کند نظارت سیخکی در امر نزدیکی ترسند آن کمترین از ال لاه ((ع)) کعبه نهان مکعب مکان در این زمان سکان زورق همخوابگی را ال لاه ((ع)) دارد در یدشان تا دور باشد دور بماند در وقت همخوابگی تو و همبسترت شیطان رجیم و دیگر شیطانیان غاصب درین زمان نزدیکی گرکه می ترسی زنت را غصب کند یا در کارت با متعه ات شرکت کند یا نشمه ات را ملعبۀ حرص با ولع غیر از خود با دیگران قسمت کند یا زنت را دربست اهدا به شیطان کافر کند فروعی آمده البته ز کافی در اینجا همه آکنده به گافی شکری خورده مؤلف به کتابت شده مکتوب این کتیبه در کتیبه ها که کند چنین کفایت دور شود شیطان نانجیب بدکنش از همخوابگی ال مؤمنان و همبستران با شطان رجیم چنین مباد گرگوئی یا قولو

 

 

یاد ال لاه ودوستی اهل بیت((ع)) وال رفیقه!

 چه ربطی دارد ال غوزک پا((ع)) به ال شقیقه!

حقه بازی اسلامی با لغات ال لاه((ع)) و خدا!

 

 

از حقه بازی های این جماعت بس فاسد تبار با فرج و ذکر نطفۀ شیطان العرب همکاربا فروع کافی در اصول گافی و صندوق خالی خصالی و افتضاحی یا در من لایحضره والمفتضحیاتی یا در مکرهای اخلاقی همه مغروق به فسق و همه معروف به شرک و همه مشهور به کشک و همه مملو ز پشم و همه محجوب به رشک و همه منحوس به ذکر و همه ملموس ز پستی و حقارت همه اسرار مگو گفته شده با رذالت  بازی با کلمات در هر قیل وقال و در هر حال نام خدا((ع)) را جادرجا کنند جارزنان و جاروکشان ترجمه بجای ال لاه (الله) ((ع)) که باید باذن ال لاه اذعان داشت نیست این لکن از حیله و دغلکاری لغت بازان بی مقدار و ارزان و بنجل فروشان حیضیه مکان که بترسید ازخداوند ((ع)) قهاریان کو هست چون میرغضبان زیرامرملای لجن نشان هرکه هست مخالف حکومت بازی ملا هست مخالف با خداوند ((ع)) هم تبارک هم تعالی یا محارب با خدا ((ع)) و جنگ با خدا ((ع)) چون لازم است در لغت بازی ها در جاهای دلبخواه کجا صدا کنند اسم الله ((ع)) را یا خدا ((ع)) را چنانچه گر بگوئی بترس از الله  ((ع)) یک کمی مسخره میاد حرف ها یا مخاف با ملا هست مخالف با الله ((ع)) خنده دار میشه کارها یا گفتن محاربه با الله ((ع)) مضحکه شود ملا که ای ناکس رذل ال ملا گور ابای تو و این بازی با لغات و با حضرات خدا ((ع)) والله ((ع)) هذا مذهب الکفرا با این شیاد دینفروش و آن رجیم ملا لعنت الله ((ع)) برگورابای الله ((ع)) حالت تهوع می آفریند این مزخرفها تراویده ازمغز معیوبین مهم نیست الامام خوانده شوند یا ال معصوم مظلوم هستند فاحشه درامر دینسازی دینبازی دین نوازی دین غازی و دین راضی اما این دین اعرابیان مونس آلت ونطفۀ شیطانیان بیخ ریش آن ملاوآنمکتب جاهلان!

 

چیزهائی که از هم سیر نم شوند هیچگاه!

 

امام صادق جعفرظاهرا ازعلم الاشیاء گفته است

گفتنی بسیاراما او خیلی محدود وشل گفته است

این نامحدود امام به چهارچیز محدود شده است

درحالی که مکتبش مثنوی هفتاد من کاغذ شده است

تنها چهارچیزنیست که سیرنمی شوند هیچگاه

زیکدگر براستی که سوت کشید بنده را گیجگاه

زمین ازباران چشم ازنگاه عالم ازعلم وزن زمرد

نیست اینها تمام عناصر که توان به آن بسنده کرد

حرفها خلاف اندرخلاف  من لایحضره الوقیحه

مزخرف گفته های فروع گافی با صبرو حلیمه

یا که آن اسرارمگو ابراز دور زاخلاق وپرزحیله

اینچنین طامات ومزخرفات در مذهب پیچیده

چونکه چشم از نگاه هیچگاه سیر نمی شود

آنگاه نگاه هم هیچگاه از چشم سیر نمی شود

زن زمرد سیر نمی شود عالم زعلم آهای زکی

هست حرف امام  جفتکی و خرکی آهای زکی

می شود اشاره  به سیر نشدنی ها بدینسان اندکی

نیست لکن فصل هوا کردن بادبادک وبادکنکی

حال چیزهائی که زهم سیرنمیشوند میشود بیان

کاذب ازکذب جاهل ازجهل نوحه ازنوحه خوان

ضارب ازضرب ظالم ازظلم فاسق ازفسق وفجور

این جفتان سیر نگردند زیکدگر هستند جفت وجور

تعزیه دار زتعزیه تکیه دار زتکیه ملا زحیضیه

قاتل از قتل سارق از سرقت مجنون از مجنونیه

حزب ال لاه فاسد از جنایت محرم از کارحرام  

بود لکن شمه ای از جفتان که نگردند سیر تمام

ضعیفه بگیر بگیرهای پیغمبری گانه!

 

 

در مکرهای دور ز اخلاق آمده از نبی اکمل

تعلیم وتعلم دربارۀ شهوت و بولهوسی به اجمل

برای مشخصات ومختصات مطالب مندرج بالا

نتوان شکافت با تحلیل وتجزیه آن چرندوپرندها

این متاع چون دستمبو باید بدست بوئیده شود

تا وسیلۀ خوشی خوشبو وخوشرومتعه ای شود

آوردیم این آکلۀ ملا را به مثال در اینجا حالا

باشد صیغه ای از بهررقص شکم برای ما

 

چونکه باید دانسته شود با قوۀ ونیروی باه

چه دارد این متاع طبق نبی بهرمتعه ونکاه

انتخاب وسیلۀ خوشی هست اشتباه ازدیدما

نخواهیم فرسته ای پیش سکس شود برای ما

شد قطعی این متاع وسیلۀ خوشی درمتعۀ ما

اما چگونه پیدا کنیم از این متاع غوزک پا

دوست داریم کنار زنیم روبنده و ال لاه را

یکجا جابجا کنیم حساب کنیم مکرهادراخلاق را

خوش خوشانه با وسیلۀ خوشی خوشی کنیم

برگیریم تسبیح زدستش عریان ومسرورش کنیم

باموزیک یاحبیبی یاطبیبی این متاع رالاجرم

متعه کنان باهانه بارقص شکم تماشایش کنیم

ال حیلت ال تقییه ئین والمتقلبین!

 

 

شیخ المجلس افیونی چنین نقل کرده ازجمله حقوق زن برمرد آن است که هر چهار ماه یک مرتبه با او جماع کند! درعلم نویسی این علامۀ مجلسی البته نطفه ای سفلیسی نشئت گرفته علم ز نشئه جات و نشمه جات ملای حرامکار آورده است از جملۀ حقوق زن بر مرد این مردک اشتباه نویسی کرده است که زن را بر مرد چه حقی وحقوقی می توان بود که زن از حقش دفاع نموده بخواهد از مرد که بخوابد با او هر چهار ماه یکبار برین فرض که زن عذر و بهانه ای او را همراهی ننموده یا اگر چنانچه مردک زنان دیگری را هم در حرامخانه های خود دارد در این مورد پیش این و یا آن زن هر چهار ماه یکبار زنی که به روایت امام با قر یا صادق نمی شود سیر از مرد به اشکال دینی در امور زن بارگی و شکمبارگی کارها در امور جماعی از امر همخوابگی با آن مردک زن که سیر نمیشود ازمرد چگونه هر چهار ماه یکبار بخواهد یا اینکه بتواند همخوابگی و جماع کند در انتظار مردک بماند که یک شبی از شبها سرزده یا با قرار از پیش تعیین شده شبی را در اصل هر سد وبیست روز یکبار این حق برزن جایز شده است واما این زن به روایت امام معصوم با قریا صادق که نتوان ازمرد سیرشدن چگونه سپری کندسدوبیست روزیکباریک جماع را آن افیونی کلاش هذا قالا وقص علیهذا..

علم حیضیه ای می جوشد از امر جماع نقل از این ملا یا امام آشغال کله های اسلام مبین گذارده اند اینچنین سنگ تمام درخاتمه  اختیار و نزدیکی با همسرسبب دفع رطوبت میشود این خزعبلات فرمودها مایۀ ننگ می شود باعث دل برهم خوردگی و تهوع می شود! لعنت ما((ع)) به دستۀ ملائیان لجنیان حرامیان فاسدیان امامیان!!  مای یم اینچنان!!