|
سالار جانباخته ستوانیار نجف آبادی!
سرفراز جانباخته ستوانیار نجف آبادی سالار دیگری که نمود قیام برای آزادی کرد سینه را سپر بی درنگ و بی پروا نداشت فکر تسلیم وبیعت وسازش با ملا نکرد درنگ در مصاف با اراذل و ملا قدعلم نمود گذارد زخود حماسه ای برجا ماندبرجاحماسۀ جوانمردان وجانبازان حماسۀ ازجان گذشتگی سالار سرافرازان حماسۀ دلاوری دیگر از نسل آزادگان حماسۀ آزاده ای باعجوزگان و عفریتگان جانبازی نمودچنین درمصاف پتیارگان شد نامش ثبت در لوحۀ زرین جانباختگان جاودانه لوحۀ زرین جانباختگان میهن یاد دارد کو هم خاست بپا بجنگ با دشمن کشورش شد در اشغال آجنبی نعلین بپا فرهنگش نوحه خوانی خامس ابن آل عبا نتوانست بماند در سکوت و خاموش زد بر کوس رزم برکشید ز سینه خروش لوحۀ زرین جانبازان یاد دارد اینچنان سرفرازی دیگر که شد بجنگ با دشمنان بود او هم از قبیلۀ سالاران هیجده تیر قیام نمود برای رهایی ملتی گردیده اسیر بهررهایی ملتی دربند نوکران استعمار دربند کلبان هاروجندوجنده های آدمخوار دربند دین بازان مفسد متقلب خونخوار درچنگ حزب دریدۀ قبیحۀ اللاه جنایتکار درچنگ سلیطگان قبیحۀ وقیحۀ ثارالله دربند سکینگان صغرا یبن زینب و زهرا رهایی ملتی که شد دوخته دهان ولبان چرا چونکه بر دوست داشتن گشاید زبان ملتی که شد دوخته دهان ولبان و زبان هم کشیده شد به غل وزنجیروزجروزندان کشیده شد به غل وزنجیر وزجروزندان دختر و پسر زن و مرد بدست دینسازان دختر و پسر زن و مرد ازکهان و مهان تحقیر و توهین و تنبیه وتکفیر سهمشان رهایی دختر بچگان و نوباوگان وزنان از شکنجه و تجاوز در زندان بی شرفان تجاوز در زندان بی شرفان که دینشان داند ز واجبات دوشیزه نمیرند دوشیزگان تجاوز در حبس ناب اسلامی بی شرفان پیش ز اعدام بخشنودی اللاه وامام زمان خشنودی الله زمان وامام نهان یعنی ملا ملای هرزۀ چشم دریدۀ سلیطۀ بی سروپا ملای بدانگلیسی بداسلامی بددین وآیین هم ولی الله وحجت الله هم آیت الله ننگین بسته شد سینۀ سالار سرفراز به رگبار با تیربارخصم خانه زاد و اراذل جنا
|