سنگسار زن آزاده ایرانی!
از دکتر کوروش آریامنش
بماند بعصر اتم یادگار که زن اندر ایران شود سنگسار


در تاریخ یازدهم تیر ماه تازی اهریمنی، آخوندی بنام شیخ مرتضی فهیم کرمانی عضو سازمان فداییان اسلام، زن بیگناه آبستنی را در شهر کرمان سنگسار می کند تا روح خونخوار " قاسم الجبارین" و فرستادگان خون آشام و پیروان خونریزش را آرام وشاد سازد و در حالیکه فرهنگ ایران زمین می گوید:
به مردی که ملک سراسر زمین نیرزد که خونی چکد بر زمین
آیین تازیان برای کامرانی و خرمی و رضایت خاطر آفریدگار این بیابانیان که شهرها را بویرانی می کشاند، زمین لرزه می فرستد و شپشک و مخملک و بیماری های دهشتناک برای آفریده های خود ارمغان می کند(سوره بیست وهشت- آیه هشتادویک و هشتادوپنج – سوره بیست وپنج – آیه بیست وشش- سوره نوزده آیه سه - سوره پنجاه وپنج آیه پنجاه و سوره هفت آیه چهار ) زنان آزاده ایران را بزیر سنگ و کلوخ قرار می دهد.....
.... خفه شو، جهنم که بچه هایت ویلان و بی سر و سامانند. باز با زبان درازی داری از دین برمی گردی و مرتد می شوی، باز داری با خدا محاربه می کنی و مفسد فی الارض می شوی. من نماینده قران و رسول الله و امیرالمومنینم. آنچه را که گفتم باید همان بشود. شماها هنوز از اسلام چیزی نمی دانید. طلاق را برای چی گذاشته اند؟ هنگامی که حضرت رسول الله عاشق زن پسر خوانده شان شدند، زید او را طلاق داد
آیات آن سانی از سنگسار دکتر!
زالقرانعثمانعفان یاالکتاب آسمانی بیامد چندی ازسوره های آنسانی
همی خوانده شد سوره های قتال که بودی در خون و جنون بیمثال
ازآنروزکه ملازغیب بماحمله کرد شدندسرفرازان ایران بجنگ ونبرد
زایران ایرانیان رادمردی درجدال شدی بی درنگ با دشمن بدخصال
نبودی ورا خورو خواب و ایمنی ز پنجاه و هفت تازی اهریمنی
نکردی درنگ درستیزبا دشمنان که بی باک بودی و از رزم آوران
شدی در نبرد با اهریمن چهرگان همان سالار دلیر ز ایران آزادگان
که داشتی نوشته بروی سینه اش نبودی زان برتر هیچ اندیشه اش
اگر سر بسر تن بکشتن دهیم از آن به که کشور بدشمن دهیم
دلاور چنین بوددرجوش وخروش نماندهیچگاه ساکت وسردوخموش
همان مردفرزانه باگرد فرزانگان بپا خاستی در نبرد با فرومایگان
شدند کشته همرزمان دکتردرستیز هموگشتی بادشمنان بجنگ وگریز
نوشتی نسکها آن سالار سرفراز نمودی برملا دست ملای حقه باز
همی درنبردوجدال بااجنبی زادگان پیامها داشتی در پیام ما آزادگان
همی خامه اش تیز و تند بهر کار چوبود روز رزم وهنگامۀ کارزار
نوشتی آن نسک سالار والاتبار سرودی این سروده در آغاز کار
بماند به عصر اتم یادگار که زن اندر ایران شود سنگسار
بیاوردی دکتر درنسک سوره ها نمودی همی برملا کینه وفتنه ها
بیاوردی سالارآیات خون وجنون همی برشمردی چه و چند و چون
بدانستی بسیار از زبان اعرابیان همی خوانده بودی الکتاب تازیان
بآیه شمارش فلان وبسوره فلان به جزوه چنین درحساب آن چنان
نگاشتی چنین تک به تک آیه ها همی با شماره که باشد کار کجا
بیان کردی از سوره و جزوه ها همه خونی وترسناک و پر از بلا
بدینگونه آن نا آدمی ننگ آیه ها ز اندیشه ام هیچگاه نگردید سوا
بدینسان گرفتم ز سنگسار آیه ها که بودی برایم سرمایه ای پر بها
نمودم ز آن سوره ها دستمایه ها همی سود جستم وبردمی بهره ها
بیاوردم آن جمله ها وهم گفته ها زتحلیل وتجزیه هم هجووپرت وپلا
چنین بررسی شد تک تک آیه ها ز دستور درزبان وهم از نکته ها
تو گویی که این آیه و سوره ها ز مغزهای سفلیسی گردیده جدا
تو گویی که چند جاهل بی سواد همی ترکتازان سوار بر خر مراد
کشیدند عربده بترسیدازاین وازآن هم ازآتش دوزخ وهم زمین وزمان
قال قاری قال الله بسوره نویسان هذا القرانعثمانعفان الکاتب آسمان
.... مبنی بر اینکه او نماینده الله و پیغمبر و امامان می باشد و جز دستورهای قران که مو بمو باید انجام شود، کار خلافی نکرده است و نمی کند، می گوید:
گوشهایتان را باز کنید و باین آیه های شریفه که رب تبارک و تعالی بر رسول خود نازل فرموده، گوش کنید تا بدانید که من هنوز یک درسد آنچه را که اسلام فرمان داده است انجام نداده ام.
او آنگاه آیه ها را به عربی می خواند و بصورت زیر بفارسی برمیگرداند:
آیه شریفه سد و نود و یک از سوره شریفه دو چنین می فرماید:
" کسانی را که با شما دشمنند هرجا یافتید بکشید و از خانه هایشان آواره کنید."
آیه های شریفه هشتاد و نه تا نود و یک از سوره شریفه چهار چنین می فرماید:
" هر کجا دشمنانتان را یافتید آنها را بدون درنگ بقتل برسانید."
آیه شریفه بیست و دو از سوره پنج چنین می فرماید:
" کسانی که با الله و پیغمبر می ستیزند و در زمین به فساد می کوشند سزایشان جز این نیست که کشته شوند یا به دار کشیده شوند یا دستها و پاهایشان بعکس یکدیگر بریده شود یا از آن سرزمین تبعید شوند. این رسوایی آنها در این دنیاست و در آخرت عذابی بزرگ دارند".
آیه های شریفه یازده تا چهارده از سوره شریفه هشت چنین می فرماید:
" گردن و انگشتان کافران را قطع کنید".
آخوند پس از خواندن آیه می گوید:
می بینید که الله برسول خود دستور داده است که گردن و انگشتان دست و پای کافران را قطع کند و من فقط موسی نجس را تیرباران کردم در حالی که می بایستی که انگشتان دست و پای او را از هم جدا می کردم و او را تیکه تیکه جلوی سگها می انداختم.
رب تبارک و تعالی در سوره شریفه چهل و هفت، آیه شریفه چهار با قاطعیت چنین فرمان می دهد:
تا زن حضرت بشود و الله تبارک و تعالی از آسمان آیه نازل فرمود که این آیه بیست و هفت در سوره سی و سه قران چنین است:
" وقتیکه بآن کس که الله نعمتش داده بود و تو نیز نعمتش داده بودی گفتی جفت خویش نگهدار و از الله بترس و چیزی را که الله آشکار کننده آن بود و ضمیر خویش نهان می داشتی که از مردم می ترسیدی و سزاوار بود که از الله بترسی. چون زید او را رها کرد همسر تو کردیم تا مومنان را در مورد پسر خواندگانشان تکلفی نباشد و فرمان الله انجام گرفتنی بود".
بر مبنای همین آیه، همه زنها برای جانشینان پیامبر و رسول الله و حضرت امیرالمومنین و همه امام ها و نایب امام ها حلالند و با هرکس که مایلند می توانند همخوابه شوند و هیچ زنی حق اعتراض ندارد.
..... آخوند ک...، بر اسلامت لعنت. بر محمد لعنت. بر فاطمه و علی و الله و قرانت لعنت. آدمکشها، بی ناموس ها، چاقوکشها...
.. آقا موسی در گورستانی که میهن پرستان تیرباران شده آرمیده اند و بنام گورستان کافرها و محاربین با خدا و مفسدین فی الارض شهرت داده اند، اعدام نمایند..
.... آخوند سپس می افزاید:
شماها قران نمی خوانید و آیه های شریفه آن را نمی دانید. بهمین جهت از دین خارج شده اید. برای اینکه بدانید شرع مقدس که از قران مجید الهام می کیرد در مورد زنان مفسد فی الارض چه می گوید. آیه های بیست و دو تا بیست و پنج از سوره چهار و آیه پنجاه و یک از سوره بیست و سه را برایتان می خوانم. رب تبارک و تعالی در این آیه ها چنین می فرماید:
" زنان شوهردار بر شما حرامند مگر جز زنی که به غنیمت گرفته و مالک آن شده اید."
" از زنانی که مالک شده اید می توانید به نکاحتان آورید."
" ای پیغمبر ما آن زنی که مملوک است و الله بغنیمت بتو داده، بتو حلال کردیم."
بروید قران را بخوانید تا مسلمان بشوید. تا کی می خواهید در در بیخبری باقی بمانید و از دستورات عالیه و بشری اسلام غافل باشید و در جهل و نادانی بسر برید؟ اینها فرمانهایی است که از آسمان نازل شده و لازم الاجراست.
.... مبنی بر اینکه او نماینده الله و پیغمبر و امامان می باشد و جز دستورهای قران که مو بمو باید انجام شود، کار خلافی نکرده است و نمی کند، می گوید:
گوشهایتان را باز کنید و باین آیه های شریفه که رب تبارک و تعالی بر رسول خود نازل فرموده، گوش کنید تا بدانید که من هنوز یک درسد آنچه را که اسلام فرمان داده است انجام نداده ام.
او آنگاه آیه ها را به عربی می خواند و بصورت زیر بفارسی برمیگرداند:
آیه شریفه سد و نود و یک از سوره شریفه دو چنین می فرماید:
" کسانی را که با شما دشمنند هرجا یافتید بکشید و از خانه هایشان آواره کنید."
آیه های شریفه هشتاد و نه تا نود و یک از سوره شریفه چهار چنین می فرماید:
" هر کجا دشمنانتان را یافتید آنها را بدون درنگ بقتل برسانید."
آیه شریفه بیست و دو از سوره پنج چنین می فرماید:
" کسانی که با الله و پیغمبر می ستیزند و در زمین به فساد می کوشند سزایشان جز این نیست که کشته شوند یا به دار کشیده شوند یا دستها و پاهایشان بعکس یکدیگر بریده شود یا از آن سرزمین تبعید شوند. این رسوایی آنها در این دنیاست و در آخرت عذابی بزرگ دارند".
آیه های شریفه یازده تا چهارده از سوره شریفه هشت چنین می فرماید:
" گردن و انگشتان کافران را قطع کنید".
آخوند پس از خواندن آیه می گوید:
می بینید که الله برسول خود دستور داده است که گردن و انگشتان دست و پای کافران را قطع کند و من فقط موسی نجس را تیرباران کردم در حالی که می بایستی که انگشتان دست و پای او را از هم جدا می کردم و او را تیکه تیکه جلوی سگها می انداختم.
رب تبارک و تعالی در سوره شریفه چهل و هفت، آیه شریفه چهار با قاطعیت چنین فرمان می دهد:
چون با آن کسانی که کفر می ورزند برخوردید، گردن آنها را بزنید تا زمین از خونشان رنگین شود و چون آنها را بکشتید اسیر بگیرید و سپس بندها را محکم ببندید تا فرار نکنند، آنها را تحقیر کنید.
الله قاسم الجبارین حتی در سوره شریفه هشت، آیه های چهارده تا هفده می فرماید:
" این شماها نیستید که آنها را می کشید بلکه الله است که آنها را می کشد تا مومنان را از جانب خود، نعمتی دهد، نعمتی نیک".
..... من گفتم دستور اسلام و پیامبر اسلام را انجام می دهم. روحانیت نماینده قران است و الوالامر می باشد. من نماینده رسول الله، امام و حضرت صاحب الزمان عجل الله فرجه هستم. هر چه که بتو دستور می دهم باید انجام دهی وگرنه از دین خارج شده و مفسد می شوی و باید درباره ات حکم اجرا شود.
..... آزاده همانطور که پشتش به شیخ مرتضی فهیم کرماتی است، فریاد می زند:
بله من کافرم. من مرتدم. من مسلمان نیستم. اگر اسلام آدمکشی جنایت است، ارزانی تو و آخوندها و مسلمانهایی مانند تو باشد. اگر قران می گوید مردم را باید کشت، لایق ریش تو باشد. اکر مسلمانی یعنی تجاوز به زن مردم و کشتن انسانهای بی گناه و کارهای ضد بشری، آنرا برای خود و بچه ها و هم ریشهایت نگهدار. این چه دینی است که اینقدر بیرحم و جنایتکار است؟ این چه خدایی است که شما دارید که فقط می گوید آدمها را بکشید و دست و پایشان را قطع کنید و بزنان بیگناهشان تجاوز کنید و بچه هایشان را به بندگی و بردگی بکشید و بفروشید. این دین، این مذهب، این اسلام، این الله، این محمد و علی، همه این قاتل ها مال خودت و آبا و اجدادت، قاتل بی رحم بیشرف!
.....اوباش دستور آخوند را اجرا می کنند، و با پرتاب هر سنگ صلوات می فرستند. صداهای عربده مانند و مهیب این گروه آدمکش که زنی بی پناه وبی آزار را محاصره کرده بودند و سنگسار می کردند، فضایی از نکبت و انزجار را بوجود آورده بود.
.... آخوند از همه خداحافظی می کند و بسوی اتومبیل می رود. پاسداری در را برای او باز می کند. هنگام سوار شدن، اوباش مجددا صلوات می فرستند.
......