فرمان الله انجام گرفتنی بود!
سه خطی از یک آیۀ چهار خط و نیمی بود یکجمله تا بالاخره یک نقطه بینی
درآخر جمله وقتی که رسیدی به نقطه میشوی حیران چه کس این آیه را گفته
سه خط تا بآخر جمله یکسره یکنفسه مایۀ دردسر وگیج وگنگ ومنگ وپسه
بنما اقراء و اقراء جمله را هی بخوان هرچه بیشترخوانی کمتریابی معنادرآن
کی بکی میگه این آیه چه کسی الشاهد من وتووهم الله قاطی پاتی جاهل وجامد
می آید اسم الله دراین سه خط چهاربار یکبارباالله نعمتش باردیگرالله باآشکار
ازالله بترس جفت خویش نگهداریکبار یکبار هم از الله بترسی میباشد سزاوار
چهار بار اسم الله آمده در این سه خط بی معنا ودرک وفهم و شعوربدون ربط
پنج بار اسم الله آمده در کل دراین مایه بار پنجم همراهست با فرمان درآخرآیه
پس البته هم مبرهن وهم مستوره است پنج بار الله حاضر در این السوره است
بازاء هریک خط میباشد یک الله عیان یعنی این پنج خط آیه داردپنج الله درآن
پنج باراسم الله جفت است با این نامان نعمت و آشکار و ترس وترس وفرمان
اگر الله آیه رسانست خودش از اینقرار اسم الله رابردار ومن ومابجایش بگذار
وقتیکه بآنکسکه من داده بودم نعمتش یعنی الله میزندحرف البته جای خودش
وقتیکه بآنکس تونیزداده بودی نعمتش یعنی الله دارد حرف میزند با پیغمبرش
وقتیکه اول شخص مفردوسوم شخص باشند یکی من و الله می شوند پرنقص
گفته می شود اینجا از باب دستورزبان نیست معقول باشد الله ومن یعنی همان
گویدالله بپیغمبرش وقتیکه الله نعمتش داده بود بآنکس که تونیزدادی نعمتش
اولاچراالله نمیگوید به ختمی پیغمبرش وقتیکه بآنکس من و تو دادیم نعمتش
دومااین نعمتش چیست الله ورسولالله باهم می دهند به صغرا و زینب وزهرا
سوما آن چیزچیست میکند آشکار الله وقتی درضمیرش داشت نهان پیغمبرالله
چهارما آن چیز ظاهرامانده زیرحجاب جز الله و رسول کس ندارد برآن جواب
پنجما چرا ترسیده پیغمبر بر حق الله زمردم که بود سزاواربترسدازخود الله
ششماکیست میکنداین آیه ازجانب الله غضنفرست یا قنبر یا قربتن لا الاه الله
هفتما چه کسی یاد داشته این آیۀ الله که بودست بین الله صلواتالله ورسولالله
درآخر آیه بودفرمان الله انجام گرفتنی یاکه فرمان مادادیم همسری بابن املبنی
تا نباشد تکلفی درموردمؤمنان بآخرت کردم برتورواپیغمبرم زن زید پسرزنت
" وقتیکه بآن کس که الله نعمتش داده بود و تو نیز نعمتش داده بودی گفتی
جفت خویش نگهدار و از الله بترس و چیزی را که الله آشکار کننده آن بود و ضمیر خویش نهان می داشتی که از مردم می ترسیدی و سزاوار بود که از الله بترسی.
چون زید او را رها کرد همسر تو کردیم تا مؤمنان را در مورد پسر خواندگانشان تکلفی نباشد و فرمان الله انجام گرفتنی بود".