سرفراز جانباخته ایرج امینی افشار!

 

تیمسار سرتیپ سرفراز ایرج امینی افشار    افسری بی باک هم نیکنهاد و نیکوکردار

سربلند سینۀ ستبرش شکافت بآتش تیربار    ملاواراذل کردندخون وجنون بپابهر کار

فرزندان برومند ایران درین کشت وکشتار     یا تیرباران شدند یا که رفتند بر سر دار

کشت چنین اجنبی ملای مفسد در این گذار    مرد وزن برنا وپیر کشتاری سلسله وار

کشت سالاران ایرانی بنام دشمن آن مکار     هم محاربه با الله الاه العرب روانی غدار

کشت زنجیب زادگان ایران ناکس خونخوار   جزخون وجنون نبودچیز دگردرین بازار

نام اوهمراه با سرفرازان این خاک و دیار   نام جانبازان جانباختگان درمیدان کارزار

نام گردان یلان دلاوران ایران این روزگار   مام میهن ثبت دارد درتاریخ خود باافتخار

جان را کردند فدا در راه میهن از اینقرار    جوانمردی و سالاری گرفت افزون اعتبار

بایدآنان میشدند کشته تاملای دون نابکار    برد پیروجوان زنان دوشیزگان بالای دار

باید آنان میشدند کشته تااجنبی هرزه تبار    بکشدبخاک وخون بارب والله وپروردگار

همت بلند ارادۀ استوارورزیده وورزشکار    قویدل وقوی بنیه وقوی هیکل آن سالار

در پنجاه وهفت اهریمنی شد روانۀ دیوار     به حکم حاکم اجنبی منحوس و جنایتکار

سینۀ ستبر تیمسارسالارایرج امینی افشار    هدف گلوله های خصم بسته شدبه رگبار

ازافسران قدیم تیپ نیروهای ویژۀ هوابرد   رئیس رکن یکم تیپ وقتی که بود سرگرد

درتیم برگزیدۀ سرلشکر منوچهرخسروداد    شدبه هوانیروزآن سرفراز دلاور نیکزاد

بود محل خدمتش هوانیروز به این ترتیب    ازسرگردی به سرهنگی تاکه شد سرتیپ

بردند تیمسارسرتیپ را بسوی دیوارخون   کشتندبسم ملای سفلیس مغزخونی ملعون

بود تیمسار فرزند سرفراز کشور آزادگان    افسری آگاه ازشایستگان خطۀ نیکزادگان

پرورشگاه دلیران جان ایران آذرآبادگان     از تبار ستار و کسروی گردان وفرزانگان

در وفا و معرفت جایگاهش در سرآمدان     انسانی خیرخواه ووارسته هم از دلاوران

کشتند هم او هم برادر بزرگترش اینچنان     چونکه بودند هر دو در ستیز با دشمنان

کشته شد سرفراز سرلشکر امینی افشار     هم بدست ملایان سارق وقاتل وخونخوار

برادر بزرگترسالارسرتیپ ایرج نیکوتبار     فرماندۀ لشکرگاردنام نیک زوماند یادگار

درمیان سرفرازان سرفرازترآن سالارپدر    پروراند وکرد بزرگ جفت زسالاران پسر

دودلیردودلاور دو سالار دوسرفراز پسر     کرد بزرگ وتربیت اینگونه آن بزرگ پدر

جای دارد مادردرمیان سرفرازان اینچنان    کوباشیرپاک خویش پرورش داد دوجوان

راست کردار ونیکو پندار و رک در گفتار   آفرین بر آن مادر سالار پروردۀ نیکو تبار

هردوشان راهی نظام به دانشکدۀ افسران  کردندخدمت باجان ودل بمیهن وهممیهنان

یکی سرتیپ سرفراز و دیگری سرلشکر     دو باوجوددوسالارشدنددردیوارالله اصغر

درمحرمحرام پنجاه وهفت تازی اهریمنی     کشته هردوبدست ددان باکینه وبا دشمنی

نامشان رخشنده در لوحۀ زرین آزادگان      سرفرازآن سپاهی سالاران و جانباختگان