سالار جانباخته سرهنگ زاد نادری!

 

 

نامش زاد نادری سرهنگ عنوان سرفراز    نامی ازنامداران درجدال باملای حقه باز

نامی از نامداران سالاران خیل هیجده تیر     سرهنگ دیگری ز سرهنگان گرد ودلیر

سرهنگی زهنگ تکاوران دلاوران رادان     سرفرازی ز راستان ودرستان ووفاداران

نامدار دیگری ز شجاعان ونجیب زادگان       فرزند دلیر دیگری از سرزمین آزادگان

جان گذشتۀ دیگری ازخیل جان گذشتگان      شد جاودانه نامش در لوحۀ جانباختگان

لوحۀ زرین جاودان جانباختگان راه میهن    ثبت داردچنین برخاستگان بجنگ دشمن

در جدال با ملای اجنبی دین ساز حقه باز       در جدال با جمهوری خونریز فتنه ساز

جمهوری جنایت وخیانت وسرقت وغارت     جمهوری حیضیه وبیضیه وشروشرارت

دفتر زرین شجاعان جاویدان این بوم وبر       ثبت دارد تن بکشتن دادگان را سربسر

ثبت دارد چنین به پا خیزان وسلحشوران     بجنگ ملا واراذل وهمپالکی و همکاران

بجنگ دشمن بد مرام بدمسلک زشت دین      بجنگ ملای بد انگلیسی بد منش بدآیین

بجنگ دشمن خانه زاد ننگ دین بد کردار      بپا خاست آن نجیب زاده سرفراز سالار

قد برافراشت به قیام تا که کند بپا قیامتی      باخت جان درین قیام بجاگذاشت حکایتی

بجاگذاردحکایت قیامت وشهامت ورشادت     بجاگذاردقصۀ خون وشرف درین روایت

روایت نجابت وشرافت ومعرفت وصلابت      رسالت فدای جان وقصۀ غرور وغیرت

یکی بودیکی نبوددرتیپ نوهد بودسالاری     در گروه دو نامش محمدرضا زاد نادری

بود در خدمت تیپ نیروهای ویژۀ هوابرد       از ستوانی آن سرهنگ نجیب زادۀ گرد

سرهنگی پاکدل و نیک گفتار و نکوکردار      انسانی باشرف وباادب ومتین و با وقار

افسری گرد ودلیر چابک وچالاک وجسور     درستیزبا ملای اجنبی خونخوار وشرور

ملای قاتل و سارق و بی شرافت و شیاد       ملای تعزیه وتکیه وسکینۀ رقییۀ ناشاد

قدعلم کرد به قیام تا که کند کشورش آزاد     گشته ازبند رها باردگرملتش شود دلشاد

برهاند کشورش ازدست ملای وطنفروش     ملای بی صف آیت نکبت دین لجنفروش

آیت نکبت وجنایت و رذالت وبی وجدانی      آیت سفاهت و وقاحت ودریدگی وبدنامی

شد ثبت اینچنین در لوحۀ زرین جانبازان     سرهنگ زادنادری ز گردان وسرافرازان