برمودای سیاه
 
او
درود بر ملت مبارز و خواب آلوده ایران
درود و سپاس بر مبارزانی که آگاهی را ارزان می فروشند و « دیو » را بیدار نگاه می دارند .
درود بر مردمی که به نوشته ها توجهی ندارند ، اما تشویق به نوشتن می کنند ، تا سیاه کاران و دیوان به راه ها ، طرق و شوارع آگاهی یابند و دورباد حق و عدالت بر من که تحقیق می کنم و دردها را افشا می کنم تا دشمن به روشن بینی برسد .
هر بار که می نویسم بر خود نفرین می کنم و باز می نویسم برای ملتی که خود را بخواب زده و چشم روشن بینش را تعصبات خشک و بی جا کور کرده .
چندان شوقی به نوشتن ندارم ، شاید برای دل خودم می نویسم و شاید هم می خواهم خود را به رخ مردم بکشم که خیر « من » بیدارم و شما خواب ! نمی دانم .
این بار برای نیروی انتظامی می نویسم . نیروئی که در لابلای دوخت و پیله های البسه و پوشاک مردم بدنبال مواد مخدر می گردد و در گرمای طاقت فرسای مرزهای شرقی کشور در کوه و بیابان به اتلاف وقت و سرمایه این ملت مرده مشغول است و در این راه رشادت های افسانه ای از خود نشان داده و مردان رشیدی را تقدیم لیست شهیدان کشور کرده .
دوست من اگر برای مردم عادی می خواستم بنویسم از هفت پاسگاه دیدبانی و اتوبان هائی که بر پهنه بیابان خط سیاه ایجاد کرده تا تو مامور نیروی انتظامی بتوانی از ورود مواد مخدر و سیاه به کشور جلوگیری کنی و هر چه بیشتر دقت می کنی ، کمتر نتیجه می گیری و چون فقر تو خانواده ات را آزار می دهد می گوئی : اگر همه می کنند ، چرا من نکنم و در اولین مرخصی با دستانی پر از سیاهی و نکبت به دیدار خانواده ات میروی و با خیال راحت ، سیاهی را رواج می دهی و به زعم باطلت ، فرزندان و خانواده تو از این بلای خانمانسوز مصون و محفوظ خواهند ماند ، گرچه می دانی اینطور نیست و هر چه از سحر و جادو برایت بگویم ، حاضر به بیدار شدن از خواب غفلت نیستی .
توان نوشتن هم از من سلب شده و تنها بتو می گویم که امروز در برمودای سیاه « کرزای ، مالکی ، خامنه ای » مواد مخدر با هواپیماهای سی صدوسی و در لوای ارسال اسلحه و کمک ، مواد از افغانستان به قبر شش گوشه حسین و از قبر شش گوشه حسین توسط « کربلائیان » و کاروان های « کربلا » به ایران و سراسر جهان منتقل می شود ، دست از بازرسی ته مانده های جیب مردمی که تو به آلودگی و اعتیادشان کشانده ای دست بردار .
تو مامور نیروی انتظامی که شاهد هستی که دادگاه انقلاب به چه مشغولند و برای مردم در خواب هم که نیاز نیست توضیح بدهم ، که خفتگان را خبر از عالم بیداری نیست .
می نویسم تا دشمن آگاه شود و دوستان نفرین کنند .