اصول دین! فروع دین!
ستون الدین را سیرالدین و دین پیمائی نمودیم
درآن سیرالستون هیچ کم وکسری ندیدیم
ستونی با تکبیر واذان وحمدوسوره واشهد
چنین ستونی ندارد رقیب وسرآمد وسرمد
بگذریم ازآن نماز که نامیده شد ستون دین
ستون دین هست دراصل اصلی ازفروع دین
گرچه اصلی از فرع خوانده شد ستون دین
ستون دین خود هست در شکم اصول دین
اصول دین خود تقسیم بردو قسمت است
قسمت اول در ارتباط با اسلام اول است
اسلام اول باشد شامل توحید ونبوت ومعاد
ثلاثه ای که ندارد یدکی واضافه ومازاد
براساس اسلام اول اصل اول ازسه اصول
هست توحید نامش یعنی یک الله هست قبول
اصل دوهست دردین اول اصل پیغمبری
یکسدوبیست وچهارکرورآمده نبی بعد نبی
اولین نبی باشد حضرت الآدم هم اولین انسان
آخرین نبی شود مربوط به کدام دینی ازادیان
گر که بود آدم اولین رسول هم اولین انسان
خوانده شد بن عبدالله محمد ختم الرسولان
اصل دو در اصل تا آنجا قبول وباور است
سدوبیست وچهارهزارمی محمد پیغمبرست
تخته می گردد در اینجا دکان آتی پیغمبران
تا بدانند هست الله از آن این نبی نه دیگران
اصل سوم ازاسلام اول می شود اصل معاد
یعنی برگشت وبررسی ذره ای در کار داد
می شود ارزیابی وزنی با مثقالتا خیرا یره
همره مثقالتا خیرا یره می آید مثقالتا شرا یره
نبی مرد و با مرگش در اسلام اول ولوله شد
اسلام دوم ایجاد یکسدوهشتادوهفت فرقه شد
از این اسلام یکسدوهشتادوهفت شعبه ای
فرقه ای بود کوچک نام شیعۀ اثنی عشری
نشست درجا بجای الله ونبی برحقش باری
شد کارشیعۀ اثنی عشری تقلب ودستکاری
شد به اصول دین اسلام اول یکجا اضافه
دو اصل دیگرتا رسد اسلام به سرحد کماله
گویا در اسلام محمد نبود جائی بهرعدالت
کم آورد نبی دراصول دین کمتراز رسالت
الله هم ندانست که کسری داشت آن رسالت
بجایش کرد جبران مافات ملا با ریاضت
تا کار الله و رسولش را کاری پرکار کند
دین ناقص الله و نبی برحقش را کامل کند
کرد ترمیم با فکربکر کار الله ودین و محمد
ملای اثنی عشری خلافت شد امامت بهرامت
بایدی می شد حتما شامل برپنج اصول دین
تا شود کامل کار الله و نبی با اصولی اینچنین
نبوت را نبود معنی ومفهوم بی اصل امامت
امامت یا خلافت بود هم جفت عدل وعدالت
بدینسان کار الله ونبی در امر اصول دین
شد تکمیل بدست ملایان این اسلام به یقین
اصول دین توحید ونبوت ومعاد با شرارت
شد تصنیف توحید ونبوت ومعادعدل وامامت
اما در این دین امامت وشرارت وخلافت
شد جنایت و رذالت با این عدل و این عدالت
تا شود از مشتی ملای دزد وفاسد اطاعت
با این اصول که باشد درآن عدل وامامت
عدل است البته کاراراذل عدلیۀ اثنی عشری
ننگ است همه کار ملای حرامی ضد بشری
![]()





فروع دین!
فرعی از دینی که شد در اصل اصلی ترین واجبترین
در میان بندها و ماده ها سریرترین بالاترین بیتاترین
فرعی از دینی چنین دینی سمائی بایدش دانی برترین
برتراز آیه های برترین ازسوره ها وجزوه ها سرترین
فرعی از دینی از ختم المرسلین حافظ الاسلام ودین
آیت المنزل ترین نازل النزولترین وحی الملزمترین
فرعی ازروضه ها و روزه ها و ناله ها ونوحه ها
در کنارنهی وحی ها وحکم ها وحرف ها حرفی ترین
فرعی از دینی اینچنانی بایدش خوانی لازم الازمترین
بهترین واجب الواجبترین واجب الاجراترین
فرعی از این فروع آسمانی با حسابترین کتاب ترین
برترین مقبول ترین محیط ترین محاط ترین
فرعی اصیل ترین اسلامی ترین دینی ترین شیخی ترین
سرترازدیگر فروع والاتر ازدیگر اصول درکار دین
فرعی از دینی که هست فرع الآخرین ازفروع امردین
باشکوهترین با صوابترین لازم الاجراترین
فرع الآخرین قابل الاجراترین رساترین رسمی ترین
حکمی ترین محض ارضاء خاطرحضرت رب العالمین
فرع الآخرین با عبودترین مجریان احکام دین
چوب داران چماق کشان میخی ترین سیخی ترین
فرع الآخرین امری ترین نهیی ترین نکیرومنکرترین
کریه ترین جهل ترین پلید ترین وزشت ترین
فرع الآخرین فرعی فاسدترین فاسق ترین بدترین
پست و جبری ترین ملاترین نفله و سفله ترین
فرع الآخرین مهم ترین منصف ترین حکمی ترین
بایدی می شد وارونه لازم الاجرا در اصول دین
فرع الآخرین بایدی می بود بی چون وچرا اصل اول
بایدی می شد چنین فرع المبین انجام تا سرحد اکمل
فرع الآخرین با خادمین جان به کف همواره ناظر
تیغ بدستان اراذل جاهلان وجاهدان حی حاضر
ضامن اجرای امربمعروف نهی ازمنکراینچنین
شد حزب الله فاسد با قیمومت"رهبر!"وننگین ترین
فرعی ازدینی که شد اصل یک بند یک فرمان یک
امر یک حکم یک اسلام یک مذهب یک فرجام یک
اصل دو بند دو فرمان دو امر دو حکم تظاهرات
ضامن اجرای آن آکله هامعروفه ها امریه هاومنکرات
اصل سه بند سه فرمان سه صیغۀ سه راجع به دین
اصل قمه زنی زنجیرزنی سینه زنی بابت حفظ دین
اصل سه در زنجیره مربوط است به اصل تظاهرات
دارد آن وحشت وخون هراس ومرگ با فریاد صلوات
این اصولی است بلاعزل ازباب رهبر امور باد
در خدمت آن دریده رهبر خونیان و اراذل وشیاد