![]() |
.
|
|
|
|
مرا این سخن یاد باید گرفت ز مه روشنایی نباشد شگفت ! ( click on here ) Remembering the Padshah
درود پادشاها! درود کیخسروا! درود کوروشا! درود انوشیروانا! درود انوشه روانا! درود آریامهرا! سپاس! سپاس! سپاس! سپاس! سپاس! سپاس! . در زمانت زیستیم، امن و امان بودیم، از دبستان تا هنرستان، از هنرکده تا دانشکده.... از ناف دهستان ها سواد آموزی را شروع کردیم و آنگاه به درجه دکترا رسیدیم. هنرمند شدیم، مهندس شدیم، ژنرال شدیم، سواد آموختیم، غرور آموختیم، آموزگار شدیم، دلاور شدیم، تکاور شدیم، قهرمان شدیم، مدال ها گرفتیم، فیلم ها ساختیم، جایزه ها بردیم، نقدها کردیم، سرودها سرودیم.... سمفونی ها، آوازها، آوازه ها، جشن ها، جشنواره ها، تاترها، تالارها، ورزشگاه ها، کتابخانه ها، نمایشگاه ها، نمایش ها، دانشگاه ها، لیسانس ها، ژرنالیست ها، ترانه ها، فرزانه ها، پهلوانی ها، بازوبند ها، شاعران، پزشکان، ادیبان، پیشکسوتان.... نام و نشان ها، یادها، یادگارها، یادگاری ها.... زشت و زیبا، خوب و بد، کس و ناکس، گرگ و میش، دیوو دد.... کلیمی، مسیحی، زرتشتی، بودائی، میترائی، سنی، بهائی، دوازده امامی، شش امامی، تک امامی، سه امامی، بی امامی، با دینی، بی دینی، با اللهی، بی اللهی با خدائی، بی خدائی.... از تبار گفتارنیک نشان داشتی، از فرهنگ پندار نیک پیام داشتی، از دیار کردار نیک مقام داشتی.... پیام های نوروزی جمشیدی بود، کیانی بود، هر سال پر بارتر، شکوفاتر، شادان تر از سال پیش.... پشت سر گذاشتیم پیش ازاین ها، کچلی ها، زرده زخم ها، خوره ها، حناق ها، وباها، مالاریاها، آبله ها، تراخم ها، میراب ها، حاجی یخفروش ها، حاجی آبفروش ها، اشی مشی ها، ملاباشی ها، فراش باشی ها، آشپزباشی ها، حکیم باشی ها، نوکرباشی ها را.... و در این زمان.... نهان گشت آئین فرزانگان پراکنده شد کام دیوانگان هنر خوار شد جادویی ارجمند نهان راستی آشکارا گزند شده بر بدی دست دیوان دراز زنیکی نبودی سخن جز براز
|
|