![]()
.ماسربازان پایداران راه آزادی ایرانیم
|
||
|
|
! ایرانی گرامی باد دیماه سالروز آزادی زن هفدهم
از طوبی تا مادرم
از معلم اول تا از اولین شاگردان اکابر
روزی به دیدن مادرم رفتم، درست در کنار سجاده نمازش، دفتر و کتاب و قلمی هم دیدم که چشمانم فراخ شد. گفتم مادر کیف و کتاب و مدرسه! گفت آره مادر جون میرم کلاس اکابر. دوست دارم خوندن و نوشتن یاد بگیرم، مدرسه بیخ گوشم، معلم همسایه ام، کتاب و دفترم مجانی، سر گرم شدم، نور به قبر رضاشاه بباره، اون روزا مگه دختر حق داشت درس بخونه! تاریخ تولد فرزندانش حتما با شاه شروع می شد. مثلا می گفت خواهر بزرگت سال چندم پادشاهی رضاشاه دنیا آمد، وقتی تو دنیا اومدی درست روزی بود که یکسال پیش رضاشاه از ایران رفت و ولیعهد یک سال بود که شاه شده بود. درود به روان آن معلم اول و آن شاگرد اول اکابر که در شست سالگی با شوق و ذوق به سواد آموزی می رفت. جایی که نوه و نتیجه هایش معلم او بودند و او شاگرد.
|