سالار زنان جانباختۀ هیجده تیر!
جانبازان هیجده تیر در دفتر خود دارد ثبت بانومریم حجازی وبیبی فرخ نیک بخت
دوگرد آفرید ثبت شده یاد شده نکونامشان چنین یافتند اعتبار وافتخارونیکونشان
همی درجدال گردآفریدان گم گشته نامشان نه نامی زآنان و نه رد پائی و نه نشان
همه شیر پاک خورده ز مادر شیر پاکشان برآشفت برانگیخت جنگ و پیکارشان
همه درستیز با اسلام و کلب های هارشان همی درنبرد با صغرا و ام الکلثومشان
همه پایدار در برخصم بد ذات و اعمالشان همانا عیان اینچنین چنگ و دندانشان
همه استواردربرخصم دون وامام کذابشان که بودی همه ننگ کشف الاسرارشان
همه حیله و حقه و حقنه و جبروجورشان تراوش نمودی ازسفلیسی مغزهایشان
همه مسلخ وخوف وخون وجنون کارشان همینست دین و آئین و خور و خوابشان
همه قتل و دزدی وغارت جواز حکمشان همینست همه ننگ و نیرنگ اسلامشان
همی اذن خواهند اراذل با داد و جیغکشان که وای گردهد حکم جهاد امام شیادشان
کنند خون جاری اراذل به امر ملا جانشان همین است مکتب و مسلک و درکشان
چنین بود که ان شیر پاک خورده شیرشان همی ساخت پرشکوه دین و ایمانشان
نبودی بجز آزادی میهن پیام و حرفشان نگشتی فرو جز جنگ و نبرد خشمشان
همه مملو از مهر میهن روان و جانشان همه آتش انتقام شعله ور در اندامشان
همه خشم وجوش وخروش در کردارشان همی خشمگین و خروشان رفتارشان
همه آتش کین ونفرت سوزان زبانه کشان همی خیزدی از دل و جان و جسمشان
فتاده دوباره دیاربچنگ دزدان وآدمکشان همی جنگ باید نمود باددان ودیوانشان
که کشوردوباره اسیرملاوحزب چاقوکشان همان عضو بد کاره وجاهل و جارکشان
نگشتی جدا جنگ وستیزونبرد زپندارشان نبودی جزفکرخونخواهی درافکارشان
چنین عزم جزم نموده درجدال باخصمشان همان دشمن خانه زاد ملا و عممالشان
چنین بود آن سالار شیر زنان تصمیمشان که هنگام رزم است با خصم بد ذاتشان
چنین بود تصمیم آن گردآفریدان ورایشان که هنگام جنگ است با بد خواهانشان
که باید آزاد سازند مرزوبوم وبروبامشان که باید آباد ببینند دوباره خاک پاکشان
که باید همی یاد دارند گرامی فرهنگشان همان مهرو راستی ومانی و زرتشتشان
که بایدهمی یاد دارند آئین مهرو ماهشان بگفتاروکرداروپندارنیک همه کیششان
سرودند چنین رزم نامه ها برای رزمشان همی یادکردند ازسرایندۀ گران قدرشان
اگرسربسرتن بکشتن دهیم همه گفتارشان ازآن به که کشوربدشمن دهیم پیغامشان
چو گردید مام میهن به چنگال گردنکشان همان سارقان قاتلان فاسدان وسرکشان
نمودند آهنگ رزم پس بگیرند ایرانشان همان خاک پر مهر و پر گوهر مرزشان
بدینسان برپا شدند برای مرز و بومشان همه درگذرگاه خون ریخته شد خونشان
چنین بودسرنوشت شیرزنان وفرجامشان همه پیشگام شدند و گذشتند از جانشان















