|
تیسفون ومقلب القلوب!
برجای مانده کاخی شکسته ازشکستی که درآن جز این خرابه نماند اثری دیگر یادگار ونشان کاخ کسری زمانی با زنجیر عدل انوشیروان زنجیربرای عدالت نه بهراسارت وگرفتن جان حال تنها برجای مانده ازیورش مقلب القلوبیان زآن کهن تیسفون و ازفروفرهنگ ساسانیان تنها مانده یادگار از ایوان مدائن ایران ساسانی چوآنان تاختند دیگرنماند برجا نه سرنه سامانی بت پرستان قبایل یکی شده ازبابت الله بزرگتر گشتند خیره به تیسفون باشکوه جهت سرقت بهتر وقتی آنها یاد گرفتند بایدازبت ها یک الله داشت اللات والله بزرگتررا می توان درکعبه نهفته داشت با قولو لاالاهه الاالله تفلحو وشمشیروتیغکشان تاختند برای سرقت وقتل به نام الله بزرگترشان آمدند تا بگویند بگوئید حضرت الله یکی است نیست دیگرحضرتی که بزرگترزین یکی است گربخواهید گفتن غیر ازاین قال باید باج دهید چه بگوئید چه نگوئید تفلحو باید خراج دهید کشیده شد به خاک وخون شهربهکیشان سراسر با حمله تازیان وکشتاربی امان با شعارالله بزرگتر کشتند الحجرپرستان ازبهکیشان وآزاد مردان کشیدند به زنجیراسارت زنان ودختران ایران تیسفون خونین وخالی وخراب با مقلب القلوبیان جهت الله شد تکه تکه فرش زرین نگاربهارستان ازتکه هاهم تکه ای بهرعمرسجده کندبرغنیمتی بافتی ازسیم وزربهرنمازبرندیده ای پرقیمتی قطعه ای بهرعلی وآل او حسن وحسین کربلا قطعه ای بهرعثمان داماد النبی از نبییون نینوا روز با الله شدن اعرابیان روز باخت ایرانیان می گذردهزاروچهارسدسال ازکشتارتیسفونیان
|