ساختار ويران شده جامعه ايران
شيشه
زير 20 ساله های تهرانی
در دام خطرناك ترين مُخدر

 

مدير اجتماعي و ارشاد فرماندهي نيروي انتظامي آبادان گفت: پدري فرزند معتاد خود را با شليك 3 گلوله در «ابوشانك» آبادن به‌شدت مجروح كرد.

عباس رستگار در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در خوزستان افزود: حسين 55 ساله شب گذشته با استفاده از يك قبضه سلاح كمري و شليك سه گلوله پسرش فؤاد را كه 30 سال سن دارد از ناحيه صورت، پا و شكم مجروح كرد.

رستگار اضافه كرد: در پي اين حادثه اهالي روستا بلافاصله پسر مجروح را به يكي از بيمارستان‌هاي آبادان منتقل كردند كه تحت درمان قرار گرفت و ضارب (پدر فؤاد) نيز توسط مأموران كلانتري 17 آبادان به همراه سلاح شليك كننده و دو تير فشنگ به همراه 3 عدد پوكه و يك خشاب بازداشت شد و علت شليك به پسرش را اعتياد اعلام كرده و گفته است: «فؤاد از من طلب پول كرد تا مواد مخدر تهيه كند من نيز عصباني شده و به سمت او شليك كردم».

اهالي روستاي اوشانك اين اقدام پدر فؤاد را گلوله درماني يا تنبيه با گلوله اعلام كردند.

 

حريمی باقی مانده؟
5 هزار و 200 شكايت
تجاوز پدر و برادر
به دختر و خواهر


 

در ادامه ترسيم تابلوی تمام نمای ويرانی تمام ساختارهای كهن اجتماعی ايران، اين آمار نيز دانستی و به خاطر سپردنی است. آنها كه هر حركتی را براندازی می دانند و زن و دختر و مرد و زن را می برند اوين، خود بزرگترين براندازان ايران نيستند؟

دكتر يگانه در همايش بررسی آخرين تحقيقات در مصرف مواد مخدر صنعتی درايران. يعنی همان صنعتی كه خطرناك ترين محصولش "شيشه" است و در همين شماره پيك هفته و از قول مقام ديگری- انتظامی- درباره آن می خوانيد.

دكتر يگانه، در ادامه شرح نتايج اعتياد در جامعه امروز ايران می گويد:

«هم اكنون 4 هزار پرونده تجاوز برادر به خواهر و 1200 پرونده تجاوز پدر به دختر در دست بررسی داريم. »

اين آمار رسمی و ثبت شده است. شمار اين تجاوزها بی شك صدها برابر است، چرا كه خانواده ها از بيم رسوائی و بموجب سنت های اجتماعی بدشواری حاضر به شكايت و تشكيل پرونده در اين ارتباط ها می شوند.

آنها كه دنبال بيرون آمدن تار موی زنان از زير چادرند و باتوم بر سر زنانی كوبيدند كه برای فرياد "قطعنامه"ای كه در همين شماره پيك نت و بعنوان قطعنامه ميدان 7 تير می خواستند جمع شوند و جمع شده بودند، متهمان اصلی اين فجايع اند. آنها كه تمام شيرازه های سنتی و فرهنگی ايران را به فنا داده اند و هنوز هم دست بردار نيستند.

به اين فاجعه، فاجعه مصرف مواد مخدر، بيكاری، فقر، تظاهرات و اعتراضات كارگران، فحشای بی نظير در تاريخ ايران، شمار قتل و جنايات و رشد بی اعتمادی و رشوه خواری و كلاهبرداری را بيافزائيد تا وسعت بحران عمومی و حاكم بر ايران دقيق تر شناخته شود. جای جای ايران مين گذاری شده است. شورش های قومی، بخشی از آنست. حكومت بزرگترين شبكه مافيائی قاچاق مواد مخدر درايران بخش ديگری. آن 12 ميليارد دلار مواد مخدری كه از ايران ترانزيت می شود، نيازمند يك دولت سايه در شكم دولت و حاكميت كنونی ايران است و چنين دولتی سالهاست درايران حضور دارد. به سيل قاچاق اسلحه نگاهی بياندازيد. به عراق هم رسانده می شود اما بتدريج بيش از آنكه به عراق می رسد، درايران پخش می شود. نام اين بحران، حكومت بر روی مين های چاشنی كشيده نيست؟ اسم اين اقتدار است؟ اقتداردر اوين، بله. اما اقتدار ملی خير!